
قصههای پنجرهها تمامی رازهای زندگی را در خود پنهان میکنند؛ زندگیهایی بیادعا و فروتن که با معنایی عمیق اما غیرداستانی پیش میروند و همچون خوابوخیال پشت پنجرههای بیشمار به نمایش درمیآیند و به پایان میرسند. بعضیهاشان گهگاه تماشاچی دارند، اما بیشتر مواقع پردهها رو به سالنی خالی باز میشوند. نمایشهای تکنفره یا گروهی... نمایشهای درام، سرگرمکننده، عشقی و جنجالی ـ بی ذرهای توجه به اینکه از بام، آسمان، دیوار یا پنجرهٔ روبهرو دیده میشوند یا نه ـ با بیخیالی پشت پنجرهها در حال اجرا هستند.
با نگاهی کلی، تصاویری شبیه به هم از پنجرهها دیده میشوند، اما فقط در کل...، با نگاه موشکافانه باید برای اتفاقهای حیرتانگیز آماده بود. پنجرهها خیلی وقتها چیزهایی باورنکردنی نشان میدهند، اما فقط به چشم کسانی میآیند که نگاه کردن بلدند یا عقلشان را از دست دادهاند.
پنجرههای سالن آن آپارتمان معمولی در محلۀ جهانگیر رو به دریاست و میتوانید برج دختر را در آنسوی بغاز ببینید. تانکرها و کشتیها پیوسته از جلوی برج میگذرند، آرام، بیتماس با هم و بیتوجه به غوغا و آشفتگی... گاهی، اما بهندرت، شاهد عبور یک زیردریایی سیاه از جلوی پنجره هستید و ردیف کبوترهای دریایی آبشکاف... مرغان دریایی فریادزنان بر فراز آبهای خسیسِ کمماهی چرخ میزنند و شب و روز پرواز میکنند، چشمدوخته به تکهآشغالی پرتابشده از کشتیها، بدون برخورد با هم، بدون سایش بالهایشان به هم، بدون ترساندن کبوترها، کلاغها و باکلانهای بزرگ...
در هوای تمیز و بدون دود و مه، اگر چشمها را تنگ کنید، در سمت راستتان جزایر را خواهید دید، اما در سمت چپ حتی در هوای دودآلود یا مهگرفته پل بغاز را میبینید. اما منظرۀ پنجرۀ اتاق پشتی آپارتمان کاملاً متفاوت است؛ آن پنجره رو به اندوه و دلتنگی دارد، رو به آپارتمانی خالی با پنج پنجرۀ خالی. آن فضای خالی یادآور صحنهای ویران است، صحنۀ دربوداغان تئاتر، صحنهای که بسیار حکایتها از سر گذرانده....
البته پیش از وقوع آن آتشسوزی عجیب، در شبی گرم از ماه حزیران، پشت هر پنج پنجرۀ آپارتمان حکایتهایی پنهان بودند، یک از یک جالبتر و عجیبتر.
یک روز صبح، وقتی هوا تازه داشت روشن میشد، انگار آپارتمان شعلههای آتش رقیبباخورشید را به درون خود میکشید و نمیگذاشت به اطراف پخش شوند؛ آتشی که گویی فقط بهخاطر همان آپارتمان برپا شده بود و هیچکس نفهمید از کجا آمده، اما پنج نفر را سوزاند و بلعید... در یک ساعت.... شگفتانگیزی آپارتمان پنجواحدی پنج سویم، که به خرابهای بدل شد، از اسمش شروع میشد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 722.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 180 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | مینه سوئوت |
| مترجم | مژده الفت |
| ناشر | نشر افق |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۲/۲۶ |
| قیمت ارزی | 11 دلار |
| قیمت چاپی | 295,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |