
|درسته اون مرده اما من دیدمش. من به آشپزخونهی چیبینهکو رفتم و باهاش حرف زدم.| در دل شهری ساحلی و آرام، رستورانی کوچک پنهان شده؛ جایی که وعدههای غذاییاش چیزی فراتر از طعم و عطر در خود دارند. «آشپزخانهی چیبینهکو؛ گربۀ کنجکاو» داستان رستورانیست که با هر غذا، پنجرهای به سوی گذشته میگشاید. غذای سنتی «کاگزن» در اینجا نهتنها یادآور خاطرات است، بلکه فرصتیست برای دیدار دوباره. کوتوکو، دختر جوانی که هنوز نتوانسته با غم از دست دادن برادرش کنار بیاید، با شنیدن شایعههایی دربارهی این رستوران راهی سفر میشود. وقتی وارد چیبینهکو میشود، با نخستین لقمه از غذای آشنایی که یادآور دستپخت برادرش است، جهان اطرافش دگرگون میشود. زمان از حرکت بازمیایستد، دریا خاموش میشود، و واقعیت رنگ دیگری به خود میگیرد. در این فضای آرام و رازآلود، گربهای کوچک به نام چیبی نیز حضور دارد؛ موجودی که بیش از آنچه به نظر میرسد، میفهمد. او ناظر این ملاقاتهاست، همراه خاموشی که شاید خودش بخشی از این جادو باشد. «آشپزخانهی چیبینهکو» داستانیست دربارهی خاطره، سوگ و راههایی که میتوان برای التیام طی کرد. داستانی پر احساس و سرشار از لحظاتی که میتوانند ما را به گذشته پیوند بزنند تا راهی برای ادامه دادن پیدا کنیم. از متن کتاب گویی کوتوکو میتوانست طعم زمین را بچشد و مزارع را ببیند. فقط یک لقمه خورده و تمام بدنش گرم شده بود. کار آشپزی همین است؛ خوشحال کردن آدمها. سپس طعم اولین ماهی خالمخالی را که در آشپزخانهی چیبینهکو خورده بود به یاد آورد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۱۹ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 112 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | یوتا تاکاهاشی |
| مترجم |