
در فاصلهها، هایدی مایبام با رجوع به دنیای فلسفه، روانشناسی و ادبیات نشان میدهد که برخلاف تصور معمولمان، همدلی به تعصب و جهتگیری دامن نمیزند، بلکه اتفاقاً سبب میشود در مواجههمان با جهان و دیگران بیطرفتر و منصفتر باشیم.
مسئله این است که ما اساساً دنیا را بیطرفانه و عینی نمیبینیم. جهان امتداد منافع، قابلیتها، دلبستگیها و روابط ماست و نگاهمان به آن تابع جایگاه و موقعیتمان در آن است. به این میگویند دیدگاه و اینکه چهچیزی برایمان اهمیت دارد و وقایع را چطور تعبیر میکنیم وابسته به همین زاویهدید است. دیدگاهها با وجود منحصربهفرد بودنشان همگی شباهتها و اشتراکاتی دارند و به گفتۀ مایبام، با بهرهگیری از قدرت تخیل میتوانیم در تاروپود علایق، تواناییها و روابط دیگران جایگیر شویم، دنیا را از آنجا ببینیم و به این ترتیب به شیوهای تازه برای ارزشیابی و تفسیر تجربیاتمان برسیم. این کار فهم و درک ما از دیگران و جهان اطرافمان را بسط میدهد و درعینحال کمک میکند تصویری جامعتر و واقعیتر از هویت و شخصیت خودمان داشته باشیم.
هایدی مایبام فیلسوف و استاد فلسفۀ دانشگاه باسک کانتری و دانشگاه سینسیناتی است. او در نوشتههایش اغلب به مفاهیمی همچون همدلی، شرم و مسئولیتپذیری میپردازد. مبانی فلسفۀ همدلی و همدلی و اخلاقیات از دیگر آثار او هستند.
بخشی از کتاب
احتمالاً دروغی که روایت رسمی از این روش گفته به گوشتان خورده، اینکه غرق مصنوعی احساس غرقشدن را «شبیهسازی» میکند. اینطور نیست. احساس میکنید دارید غرق میشوید چون واقعا دارید غرق میشوید؛ یا باید گفت دارند غرقتان میکنند، منتها بهآهستگی، تحتشرایط کنترلشده و در اسارت آنهـایی که مسئـول اعمـال فشـارند. این روش فقـط اسمـش «مصنوعی» است و خودش خیلی هم واقعی است. واقعاً با آب غرقتان میکنند. این نکته را همان اول فهمیدم و حساب کار دستم آمد، یعنی وقتی روی سرپوشم که دستکم گاهی از لای درزهایش نگاهم به نوری گذرا و دلهرهآور میافتاد، سه لایهٔ دیگر حوله اضافه شد. در این تاریکی، که خبر از وقوع خیلی چیزها میداد، با سری رو به عقب و پایین مدتی انتظار کشیدم تاآنکه یکباره جریان آهستهٔ آبی را که به درون بینیام سرازیر میشد حس کردم. عزمم را جزم کرده بودم حداقل برای سربلندی اجداد دریانوردم، که بارها در دریا تا یک قدمی مرگ رفتـه بودند، مقاومت کنم. نفسم را مدتی در سینه حبس کردم تا اینکه نهایتاً مجبور شدم بازدمی داشته باشم وـــمطابق انتظارـــدم بگیرم. این دمگرفتن پارچهٔ مرطوب را چسباند به سوراخ بینیام، انگار چنگال خیس بزرگی یکدفعه به صورتم حملهور شد تا جانم را بگیرد. دیگر دم و بازدمم را ازهم تشخیص نمیدادم و بیشتر از آب، غرق وحشت محض شده بودم. علامتی را که از قبل سرش توافق کرده بودیم نشان دادم و حس کردم لایههای الیاف خیس و خفهکننده را از روی صورتم برمیدارند. کمک کردند از حالت درازکش بلند شوم و و احساس رهاییای داشتم که باورم نمیشد دیگر تجربهاش کنم. گمانم اصلاً دلم نخواهد بهتان بگویم کل این ماجرا چقدر طول کشید و چقدر دوام آوردم.
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 770.۰۳ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۱۳:۴۱:۲۳ |
| نویسنده | هایدی ال. مایبام |
| مترجم | اسد ناصحی |
| گوینده | مرجان عابدینی |
| ناشر | ماه آوا |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۱/۲۲ |
| قیمت ارزی | 5 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |