
نمیدانم از کجا باید شروع کنم اما پیش از هر چیز اجازه بدهید توضیح دهم چرا در زندان هستم.
دادگاه هجده روز طول کشید، به محض ورود قاضی به دادگاه، روی نیمکتها دیگر جای سوزن انداختن نبود. دو روزی میشد که هیئتمنصفهی دادگاه جنایی لیدز[۱] برای اعلان نتیجهی شور بیرون نیامده بود، شایعات حاکی از عدم اتفاقآراء بود. روی نیمکت وکلای دادگستری، صحبت از تردید هیئتمنصفه و اعادهی دادرسی بود، هشت ساعت از پیام قاضی دیوان عالی دادگستری به رئیس هیئتمنصفه مبنی بر اینکه نیازی به اتفاقآرا نیست گذشته بود: اکثریت ده به دو نیز مورد قبول بود.
یکمرتبه، غوغایی در راهروها به پا شد و اعضای هیئتمنصفه بیسروصدا وارد شدند و روی صندلیهایشان نشستند. روزنامهنگاران و مردم هم پشتسر آنها برگشتند داخل دادگاه. همهی نگاهها به رئیس هیئتمنصفه بود، مردی چاق و بشاش با قدی کوتاه که کتوشلوار چهاردکمه، پیراهن راهراه و پاپیونی رنگی برای حضور در جلسهی رسمی دادگاه به تن داشت. به نظرم از آن دسته افرادی میآمد که در شرایط عادی بدم نمیآمد با او بروم بیرون و چیزی بنوشم. اما شرایط عادی نبود.
هر بار که از پلههای جایگاه متهم بالا میرفتم چشمم به بانوی بلوند زیبایی میافتاد که هر روز در دادگاه حاضر بود. کنجکاو بودم بدانم در همهی دادگاههای مهیج قتل حضور دارد یا فقط به این محاکمه علاقهمند شده است. هیچ توجهی به من نداشت و مانند بقیهی حضار تمام حواسش به رئیس هیئتمنصفه بود.
منشی دادگاه، با کلاهگیس و ردای سیاه مخصوص وکلا برخاست و متنی را از روی برگه خواند که به نظرم از بر بود.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 2.۲۲ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 364 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | جفری آرچر |
| مترجم | زهرا شیرازی |
| ناشر | زرین اندیشمند |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۱/۱۷ |
| قیمت ارزی | 8 دلار |
| قیمت چاپی | 625,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |