
آلودگی با تبی شبانه بروز میکند.
اگر بیمار شدید، به رگهایتان نگاه کنید،
رگهای کوچک خون که در سراسر بازو تا دستهایتان پخشاند.
اگر مثل همیشه بودند، ترسی به دلتان راه ندهید.
اگر خون به سیاهی جوهر شد، آلودگی پخش شده است.
آلودگی با تبی شبانه بروز میکند.
اولین بار که درمانگرها به خانه آمدند، نهساله بودم.
شوهرخالهام و افرادش در خانه نبودند. دخترخالهام آیونی داشت با سروصدا با برادرهایش در آشپزخانه بازی میکرد، برای همین خالهام صدای کوبیده شدن درِ خانه را نشنید تا وقتی که اولین مرد با ردای سفید در اتاق پذیرایی ظاهر شد.
خالهام وقت نداشت مخفیام کند. مثل گربهای که جلوی پنجره چرت میزد، خوابیده بودم. وقتی تکانم داد، ترس از صدایش میبارید. زیرلب گفت: «برو تو جنگل!» و بعد چفت پنجره را باز کرد و من را آرام از لبهی پنجره روی زمین هل داد.
ولی روی چمنهای گرم تابستان نیفتادم. سرم به سنگ خورد، برای همین چند بار پلک زدم. تهوع و سرگیجه سراغم آمد و دیدم را تیرهوتار کرد. روی سرم داغ شد؛ داغیاش قرمز و چسبناک بود.
صدای درمانگرها را از خانه میشنیدم که با قصدی شوم محکم قدم برمیداشتند.
صدای توی سرم داد زد: بلند شو! بلند شو، اِلسپِث!
به زحمت بلند شدم و درحالیکه میلرزیدم ایستادم، باید خودم را به ردیف درختهای جنگل میرساندم که آنطرف باغ بود. مه دورم را گرفت، و بااینکه طلسمم در جیبم نبود، سمت درختها دویدم.
ولی سردردم خیلی شدید بود.
دوباره افتادم و خون بهآرامی از گردنم پایین آمد. درحالیکه از ترس نمیتوانستم فکر کنم، فریاد زدم: الان من رو میگیرن. اونوقت من رو میکُشن.
صدایی توی سرم غرید: کسی قرار نیست بهت آسیب بزنه، فرزند. حالا بلند شو!
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۷۴ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 408 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | ریچل گیلیگ |
| مترجم | مهسا حسینی سارانی |
| ناشر | نشر پرتقال |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۱/۱۵ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |