دانلود اپلیکیشن
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
کتاب سرمای کشنده اثر کیت آلیس مارشال نشر پرتقال

کتاب سرمای کشنده اثر کیت آلیس مارشال نشر پرتقال

کتاب متنی
درباره سرمای کشنده

هیچ‌وقت سکوت سنگین برف را دوست نداشتم، سکوتی که صداها را در خود خفه می‌کند و توهم سکون می‌دهد. نمی‌توانم این حس را از خودم دور کنم که این سکوت، سکوت انتظار کشیدن و تماشا کردن است.

ماشین سرسختانه در امتداد جاده‌ی باریک قرچ‌قرچ‌کنان روی برف پیش می‌رود. بیشتر درختان اطرافمان شوکران هستند که با شنلی از برف برگ‌های سبز خود را پنهان کرده‌اند. درختان راش و افرای قندی هم با شاخه‌های عریان و چنگ‌زننده در گوشه و کنار به چشم می‌خورند. این زمین‌ها تا قله‌ی کوه متعلق به خانواده‌ی کانر هستند.

«دیگه راهی نمونده» از وقتی شهر کوچک واقع در کوهپایه را ترک کردیم، سومین بار است که کانر این جمله را می‌گوید. «به‌محض اینکه از داتورا خارج بشی، حتی تو این هوا هم فقط حدود بیست دقیقه راهه.»

بیهوده می‌گویم: «اسم یه گله. داتورا. بهش علف شیطان هم می‌گن. تو دوران ویکتوریا می‌گفتن نماد فریبندگی مزورانه‌ست.»

کانر نگاهی به من می‌اندازد که دیگر معنای آن را خوب فهمیده‌ام. نگاهی نیمه‌خرسند و نیمه‌‌متحیر.

همیشه دوست داشتم نام چیزها را بدانم. این کار بعد از دانستن نام خودم بهترین کار است.

دوباره دارم شال‌گردنم را توی دستانم می‌فشارم و مانند یک تکه پارچه‌ی بی‌ارزش می‌پیچانم. این یک هدیه از طرف کانر بود، پس به‌هیچ‌وجه بی‌ارزش نبود. گاهی با خودم یک بازی می‌کنم، قیمت چیزی را حدس می‌زنم و بعد آن را دو برابر می‌کنم و بعد قیمت واقعی‌اش را نگاه می‌کنم. معمولاً نتیجه باز هم اندکی کم‌تر از قیمت واقعی است. شال‌گردن قرمزرنگ با ترکیبی از کشمیر و پشم، ۴۹۰ دلار. آن را مانند یک توپ در دستم مچاله می‌کنم.

کانر که متوجه حالت چهره‌ام شده می‌گوید: «اون‌ها عاشقت می‌شن.» کانر مردی است که به دوست داشته شدن عادت دارد. از همان لحظه‌ی اولی که او را دیدم فهمیدم. آن زمان فکر می‌کردم هیچ زخمی روی قلب او نیست، البته بعدها فهمیدم اشتباه می‌کردم.

بهش گفتم: «به یه تأیید اجباری هم راضی‌ام.» لبخند ملایمی می‌زنم تا وانمود کنم مضطرب نیستم، هرچند که واقعاً هستم. انگشتر الماسی بر انگشتم دارم که تقریباً به‌اندازه‌ی پول پیش یک خانه ارزش دارد و هیچ‌وقت خانواده‌ی نامزدم را ملاقات نکرده‌ام، البته به‌جز خواهرش، الکسیس که دو ماه پیش کمتر از بیست و چهار ساعت به شهر آمد و با نزاکتی ساختگی از من استقبال کرد. آن زمان من و کانر تنها سه ماه بود که یکدیگر را می‌شناختیم و این یعنی هنوز شش ماه از آشنایی‌مان نگذشته و ما نامزد کرده‌ایم؛ باعث نگرانی من بود اگر خانواده‌ی کانر مشکوک نمی‌شدند.

شناسنامه

فرمت محتوا
epub
حجم
1.۵۸ کیلوبایت
تعداد صفحات
344 صفحه
زمان تقریبی مطالعه
۰۰:۰۰
نویسندهکیت آلیس مارشال
مترجمنسیم گرایلی
ناشرنشر پرتقال
زبان
فارسی
تاریخ انتشار
۱۴۰۴/۱۱/۱۵
قیمت ارزی
4 دلار
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
اطلاعات کتاب

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن:
منتظر امتیاز
170,000
تومان
%50
تخفیف با کد «HIFIDIBO» در اولین خریدتان از فیدیبو

گذاشتن این عنوان در...

قفسه‌های من
نشان‌شده‌ها
مطالعه‌شده‌ها
سرمای کشنده
کیت آلیس مارشال
نسیم گرایلی
نشر پرتقال
منتظر امتیاز
170,000
تومان