
مایکل گفت: «طول میکشه، سوزان. خیلی زود، دختری که در گذشته بودی به خاطرهها میپیونده. اونوقت کاملاً توی هویت جدیدت جا میافتی.»
گفتنش برای او آسان بود... از وقتی که خودِ مایکل داس شده بود، پنج سال میگذشت. سوزان از خودش پرسید چقدر طول کشیده تا او در هویت جدیدش «جا بیفتد». چنان تماموکمال به هیبت فارادی درآمده بود که سوزان نمیتوانست با هویت دیگری تصورش کند.
من ماریام، نه سوزان. مدام باید این را به خودش میگفت، چون موضوع فقط این نبود که خودش را به نام داس ماری کوری معرفی کند؛ باید کمکم خودش را بهشکل او میدید و واقعیتش را احساس میکرد. شخصیت اجتماعی یک چیز بود و وارد کردن آن شخصیت به افکار خودِ آدم یک چیز دیگر. مثل فکر کردن به زبانی متفاوت بود.
فارادی به او اطمینان داده و گفته بود: «روزی میآد که این شخصیت دیگه فقط نقشی نیست که بازی میکنی و به هویت واقعیت تبدیل میشه. به نظر من وقتی اون روز برسه، به شخصیتی سهمگین تبدیل میشی!»
اما تا اینجای کار که اصلاً و ابداً چنین احساسی نداشت. این چند ماه اول خوشهچینی که خیلی عادی گذشته بود. کارآمد بود و عملگرا. وظیفهاش را انجام میداد، اما هنوز در پی شیوهای بود که با او سازگار باشد و بدون آن احساس میکرد شلخته و سردرگم است.
وقتی سوزان، نه... وقتی ماری در سال نیزهماهی به انجمن فصل برداشت رسید، در همین فکرها بود. این اولین حضور او در جایگاه یک داس واقعی بود. سادهلوحانه خیال کرده بود حالا که دیگر کارآموز نیست، تحمل گردهمایی بزرگ داسها برایش راحتتر خواهد شد... اما از این خبرها نبود.
بیشتر داسها سوار ماشینهای خودکار میآمدند؛ ماشینهای عمومی یا آنها که خودنماتر بودند با لیموزینهای مخصوص داسها. ماری با یک پورشهی عصر میرایی آمد که خودش آن را میراند. این ماشین هدیهای بود از طرف پسر مردی که خوشهچینیاش کرده بود. وقتی پیاده شد، بهجایاینکه بگذارد یکی از اعضای گارد تیغه ماشینش را ببرد، رو کرد به مردمی که آنجا جمع شده بودند.
«کسی بین شما هست که بلد باشه یه ماشین دندهای غیرخودکار و خارج از شبکه رو برونه؟»
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۳۵ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 336 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | نیل شوسترمن |
| مترجم | آرزو مقدس |
| ناشر | نشر پرتقال |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۱/۱۵ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |