
۶ را به ۸ تغییر دادم.
و ۱ را به ۹.
در عرض چند ثانیه، دنیایم تغییر کرد. درِ خودکار نمدی قرمز را بستم.
نمرۀ ۶۱ آزمون انگلیسیام حالا ۸۹ بود.
این واقعیت بازنویسیشده به کسی که واقعاً بودم، خیلی بیشتر میآمد. به خودم گفتم همهچیز مرتب است.
بههرحال، امکان نداشت من آنقدر احمق باشم که چنین نمرۀ پایینی بگیرم.
*
پارسال، در طول تابستانِ سال سوم دوران راهنمایی، پدرم اعلام کرد در شرف خرید آپارتمانی در یک مجتمع مسکونی است.
«توی یه ساختمون نوساز. عالی نیست، کاناتو؟» سر شام که این خبر را با ما در میان گذاشت، صدایش بلندتر از حد معمول و سرشار از غرور بود و لبش از کف آبجو برق میزد. برای پدرم، که سالها در خانههای سازمانی زندگی کرده بود، صاحبخانه شدن آرزویی دیرینه بود.
نام نزدیکترین ایستگاه قطار به آنجا را بهمان گفت. آن خانه حدود یک ساعت با خانۀ فعلیمان فاصله داشت و به توکیو نزدیکتر بود. مادرم اضافه کرد که بهخاطر ساخت مجتمعی پنجطبقه، قرار است یک کارخانۀ تولید لوازم الکترونیکی تخریب شود.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۱۲ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 192 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | میچیکو آئویاما |
| مترجم | الهام صیفیکار |
| ناشر | انتشارات کتاب کولهپشتی |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۱/۱۵ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| قیمت چاپی | 249,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |