دانلود اپلیکیشن
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
کتاب اَپل و رِین اثر سارا کروسان نشر انتشارات هوپا

کتاب اَپل و رِین اثر سارا کروسان نشر انتشارات هوپا

کتاب متنی
نویسنده:
درباره اَپل و رِین

حالا که آن‌قدر بزرگ شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ام تا بتوانم داستان بگویم، نمی‌‌‌‌‌‌‌دانم چیزی که به یاد می‌‌‌‌‌‌‌آورم، واقعاً اتفاق افتاده ‌یا فقط ساخته‌‌‌‌‌‌‌ی ذهنم است. جایی درباره‌‌‌‌‌‌‌ی فراموشیِ دوران کودکی خوانده‌‌‌‌‌‌‌ام، به این معنی که نمی‌‌‌‌‌‌‌توانیم از سال‌‌‌‌‌‌‌های آغازین دوران کودکی‌‌‌‌‌‌‌مان خاطره‌‌‌‌‌‌‌ای به یاد بیاوریم. چون تا قبل از سه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سالگی، مهارت به یاد آوردن را ‌‌‌‌چنان که باید نیاموخته‌‌‌‌‌‌‌ایم.

نظریه چنین می‌‌‌‌‌‌‌گوید، اما من قانع نشده‌‌‌‌‌‌‌ام. من از آن دوران خاطره‌‌‌‌‌‌‌ای دارم که هیچ‌‌‌‌‌‌‌وقت تغییر نمی‌‌‌‌‌‌‌کند، و اگر می‌‌‌‌‌‌‌خواستم آن را از خودم بسازم، آیا نباید یک خاطره‌‌‌‌‌‌‌ی خوب می‌‌‌‌‌‌‌ساختم؟ نباید تمام داستان‌‌‌‌‌‌‌های کودکی‌‌‌‌‌‌‌ام پایان خوشی می‌‌‌‌‌‌‌داشت؟

با گریه بیدار شدم. می‌‌‌‌‌‌‌توانستم صدای داد و فریاد را از طبقه‌‌‌‌‌‌‌ی پایین و صدای رعد را از بیرون بشنوم. بلند شدم و تلوتلوخوران رفتم پایین.

برای اینکه از پله‌‌‌‌‌‌‌ها پرت نشوم، حصار سفیدی بالای نرده‌‌‌‌‌‌‌ها نصب شده بود. هر چقدر تلاش کردم نتوانستم بازش کنم. جوراب نپوشیده بودم و پاهایم سرد بودند. پتویم را دور خودم پیچیده بودم و دنبال خودم روی زمین می‌‌‌‌‌‌‌کشیدم. جلوی در خانه، زیر شاخه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای از درخت داروَش، دو نفر ایستاده بودند. روی صورت‌‌‌‌‌‌‌هایشان سایه افتاده بود. زدم زیر گریه. نانا بالا را نگاه کرد و گفت: «برگرد توی تخت عزیزم، همین حالا.»

گفتم: «خوابم نمی‌‌‌‌‌‌‌برد.» نانا با سر تأیید کرد و گفت: «من هم هیچ‌‌‌‌‌‌‌وقت شبِ قبل از کریسمس خوابم نمی‌‌‌‌‌‌‌برد.»

سرم را تکان دادم. هیچ ربطی به کریسمس نداشت. فقط دلم نمی‌‌‌‌‌‌‌خواست به تختم برگردم. صدای رعد آن‌‌‌‌‌‌‌قدر بلند بود که انگار می‌‌‌‌‌‌‌خواست پنجره‌‌‌‌‌‌‌ی اتاقم را بشکند و بیاید تو. چرا همه داد می‌‌‌‌‌‌‌زدند؟

دوباره شروع کردم به گریه کردن. دلم می‌‌‌‌‌‌‌خواست زنی که با پالتوی سبز کنار نانا ایستاده بود برگردد، چون هرچند از موهای بلند و کمر باریکش می‌‌‌‌‌‌‌شد فهمید که زن است، صورتش را نمی‌‌‌‌‌‌‌دیدم.

بالا را نگاه نمی‌‌‌‌‌‌‌کرد. به پادری زل زده بود و دسته‌‌‌‌‌‌‌ی چمدانی را محکم توی دستش گرفته بود.

ـ چند روز دیگر تماس می‌‌‌‌‌‌‌گیرم.

خانم پالتو‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سبز این را زمزمه کرد و من صدای مادرم را شناختم.

دسته‌ها:

شناسنامه

فرمت محتوا
epub
حجم
1.۳۴ کیلوبایت
تعداد صفحات
360 صفحه
زمان تقریبی مطالعه
۰۰:۰۰
نویسندهسارا کروسان
مترجممریم فیاضی
ناشرانتشارات هوپا
زبان
فارسی
تاریخ انتشار
۱۴۰۴/۱۱/۰۷
قیمت ارزی
4 دلار
قیمت چاپی
240,000 تومان
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
epub
۱.۳۴ کیلوبایت
۳۶۰ صفحه

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن:
منتظر امتیاز
140,000
تومان
%50
تخفیف با کد «HIFIDIBO» در اولین خریدتان از فیدیبو

گذاشتن این عنوان در...

قفسه‌های من
نشان‌شده‌ها
مطالعه‌شده‌ها
اَپل و رِین
سارا کروسان
انتشارات هوپا
منتظر امتیاز
140,000
تومان