
موضوع هویت فرد و چگونگی دستیابی او به این هویت است. موضوعی که به قول ژُنه با این واقعیت مرتبط است که برای رسیدن به کمال باید خود را دوگانه کنی.
فاسبیندر در ۱۰ ژوئن ۱۹۸۲، چند ساعت پیش از مرگ، این سخنان را در برابر دوربین فیلمبرداری دیتر شیدور بر زبان آورد. او تازه داشت کار روی کِرِل را تمام میکرد. آنچه فاسبیندر دربارۀ این فیلم، که بر اساس رمان کوتاهی از ژان ژُنه است، میگوید دربارۀ بخش عمدۀ آثارش صادق است: برای آنکه انسان کاملی باشی، باید خودت را دوگانه کنی. این شانس نصیب کسانی میشود که به رستاخیز و زندگی جاوید اعتقاد دارند؛ اعتقادی که بیگمان فاسبیندر نداشت. برعکس، منظور او این بود که باید در «همین» زندگی خود را تکثیر کنیم. چند ساعت بعد او فوت کرد.
شاید فاسبیندر واقعاً موفق شده بود خود را دوگانه کند. او از تناقضات درونی بیشمارش تحلیل رفته بود، اما کاملتر از آنهایی بود که میپندارند نیکبختی مترادف است با هستی موزون و عاری از تناقض. دوگانگیهایی که او دستخوش آنها بود شاید عصبی بودند ولی او ظرفیت تکثیر خویش را هم داشت، ظرفیتی که به کمال منتهی شد. فاسبیندر در ۳۱ مۀ ۱۹۴۵، سه هفته پس از ورود آمریکاییها به باد وُریسهوفن، در این شهر به دنیا آمد. تجزیۀ آلمان آغاز شده بود و فاسبیندر در برج جوزا (دوقلو) به دنیا آمد. آشنایان فاسبیندر معمولاً او را برحسب تناقضاتی توصیف میکنند که در بیشتر مردم ممکن نیست یکجا وجود داشته باشد. او مهربان و بیرحم بود، حساس و بیتفاوت، فداکار و خودخواه؛ او بیرحمانه مستبد بود و با این حال همیشه رؤیایش کار در گروه و جمع بود. او فربه، ژولیده و شلخته بود. با یک نیمتنۀ چرمی این طرف و آن طرف گشت میزد و شبیه دائمالخمری در میخانۀ سرِ نبش بود، اما وقتی با دوربین و بازیگران کار میکرد مانند رقصندۀ باله باشکوه و پرطراوت میشد. قورباغۀ زشت به شاهزادهای جذاب بدل میشد، البته نه با بوسۀ یک شاهزاده خانم بلکه با بوسۀ دوربین فیلمبرداری، دوربینی که فاسبیندر در یکی از فیلمهای اولش آن را «روسپی مقدس» نامید.
بزرگترین چالش فاسبیندر شاید تناقضِ تلاش مداوم او برای تحقق رؤیای تشکیل جمعی خلاق و در عین حال فضای پرخاشگرانۀ پیرامون او بود که معمولاً خود مسبب آن بود. هر جا که سروکلهاش پیدا میشد، دعوا، آشوب و بلوایی درمیگرفت. او به عشق نیاز مبرم داشت و در عین حال از درگیری لذت هم میبرد و این دقیقاً نمود درگیری بین دو شخصیت خود او بود و به حالوهوای بیاندازه هیجانانگیز، طاقتفرسا، دیوانهوار و شهوانیای دامن میزد که او در آن شکوفا میشد. او عمداً و پیاپی باعث جروبحث بین اعضای گروه و بین گروهها و دنیای خارج میشد.
هرکس که به عنوان میهمان وارد گروه او میشد ناگزیر از خود میپرسید که میشود در چنین فضایی ـ مملو از دسیسه و حسد ـ کار کرد یا نه، فضایی که رابطۀ افراد در آن مدام در آستانۀ فروپاشی است، ولی گویی فاسبیندر فقط در چنین شرایطی میتوانست کار کند. اجازه داده نمیشد هیچ چیزی انرژی افراد را فروبنشاند یا تحلیل ببرد، هیچ کاری ماستمالی یا بر آن سرپوش گذاشته نمیشد. تضادها با بیشترین شدتِ ممکن آشکار میشد، در کمال تعجب جَو نهتنها سنگین نمیشد، بلکه همیشه آرام میشد.
بلوغ فاسبیندر از نوع خاصی بود. او آنقدر با دنیای بزرگسالان آشنا بود که ـ شاید ناخودآگاه ـ به این تصمیم جنونآمیز رسید که هرگز بالغ نشود. بودن با او بسیار الهامبخش، هیجانانگیز و طاقتفرسا بود، پیش از هر چیز به خاطر صاف و سادگی مطلق و کودکانهاش. او فوراً متوجۀ ظاهرسازی میشد و تحمل بیصداقتی را نداشت. او میتوانست هر نشانهای از ظاهرسازی را با معصومیتی وحشیانه افشا کند.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 4.۷۱ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 556 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | کریستین برادتامسن |
| مترجم | علی عامری مهابادی |
| ناشر | هنوز |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۱/۰۶ |
| قیمت ارزی | 6 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |