
حالا که صحبت از شگفتیها شد... بیایید از ماجراهای ناخدا امینه اَلسیرافی لذت ببریم.
بله! همان ناخدا امینه اَلسیرافی. که قاچاقچی و دزد دریایی بود. کفرگویی که مردان سخن، متهمش میکنند از قلب آدمیزاد برای هیولای دریا که شوهرش بود غذا میپخت. جادوگری -چون قطعاً باید یک جادوگر باشد وگرنه هیچ زنی نمیتواند بی توسل به جادوهای ممنوعه، یک کشتی را آنقدر ماهرانه براند- که ظاهرش هم میفریبد و هم میرماند. تاجران سواحل زیبای ما هشدار میدهند که نامش را نبرید، انگار جنّی است که ممکن است با بردن نامش احضار شود... اگرچه، به طرز غریبی در نشر شایعات پلید دربارۀ جسم و جنسیت او خیلی نگران نیستند: چیزهایی که ذهن مردان را مشغول میکند، وقتی از آنچه که آرزو میکنند بیزارند و آنچه را که نمیتوانند داشته باشند، آرزو میکنند.
مطمئنم چیزهایی راجع به او شنیدهاید. به هر حال، رسم مردان سفر رفتۀ امت ماست که با حکایت سفرهایشان، عجایب دنیا را تعریف کنند... به خصوص وقتی رنگ و لعاب آن سفرها با شایعاتی از رِندیهای زنان ترسناک بیشتر شده باشد. بسیاری از این مسافران سوگند میخورند حکایتهاشان برای وسوسه یا سرگرمی نوشته نشده -خدا نکند!- بلکه در اصل برای تقویت قلوب مؤمنین است و ارائۀ شواهدی از شکوه و عظمتِ موعودِ خلقت خدا. و با این وجود آیا به ما که مسلمانیم نگفتهاند که راست بگوییم؟ حق بگوییم و از نشر باطل بر حذر باشیم؟
و خواهران عزیز... چه باطلهایی! چون این کاتب تعداد زیادی از این حکایات را خوانده و درسی دیگر گرفته است: اینکه اگر زن باشی قصهات را اشتباه به یاد میآورند. نیمهکاره. تحریف شده. زنان در قصههای اندرونی، همان همسران زناکاری هستند که خیانتشان آغازی است برای سقوط شوهر به جنونی مرگبار یا مادران رنجکشیدهای که قهرمانانی شایسته به دنیا میآورند. زندگینامهنویسان، گوشههای تیز شخصیت ملکههای توانمند بیرحم را میسایند تا بشود به عنوان قدیسه از آنها یاد کرد و جغرافیدانان به مردان مؤمن هشدار میدهند که از مکانهای آنچنانی پر از قصههای رسوای زنان فاسق محلی که در دریا غوطهور میشوند و بیگانگان کنجکاو را میفریبند، دوری کنند. زنان، همسران فراموش شده و دختران بینامند. دایهها و کنیزها؛ دزدها و فاحشهها. ساحرهها. یک حکایت جذاب که در بازگشت به خانه قصهشان را بازگو کنی؛ یا یک هشدار.
داستانهای افترا آمیز زیادی هست از آن دست که قصۀ امینه السیرافی. میگویند او خیلی بیرحم بود. خیلی جاهطلب، زیادی خشن، کاملاً ناجور، و خب... پیر! یک مادر، اگر باورتان میشود! آه، بله، یاغی بودن تا حدودی خصلتی است که از جوانها انتظار میرود. به همین علت است که قصههایی میشنویم از شاهزاده خانمهایی در جستجوی گنج و زنان جنگجویی که عاقبتشان گاهی شادمانی است. اما قرار است به این عاقبت برسند... همراه با یک پسر، یک شاهزاده، یک مرد دریانورد یا یک ماجراجو. مردی که دوشیزگی را از آنها میگیرد، فرزندانی به ایشان میدهد و آنها را به همسری خود درمیآورد. مردی که آنها را تعریف میکند. مرد میتواند حماسۀ خود را ادامه بدهد -میتواند زنان دیگری بگیرد و فرزندان دیگری داشته باشد!- اما مقدر است که قصۀ زنها در هالهای از اهلیت خانگی گم شود... اگر اصلاً چیزی از قصهشان گفته شود.
قصۀ امینه به این عاقبت نرسید. در حقیقت، قصۀ هیچ زنی نمیرسد. این کاتبِ کممقدار... آه، باید خودم را معرفی کنم: داستان نام من کمی طولانیتر است، اما فعلاً میتوانید جمال صدایم بزنید. جمال اَلحلِّی. راستش من مادربزرگهایی دیدهام که کسب و کار به راه انداختهاند، ملکههای مسنّی که به قصد کشورگشایی جنگیدهاند و مادران جوانی که برای اولین بار قلم نقاشی به دست گرفتهاند. در واقع، شاید فقط به این خاطر قصۀ امینه به گوش ما رسیده که او یک مادر بود. وقتی با هم بودیم، مدام از دخترش حرف میزد. و هر چند ممکن است نظر جسورانهای باشد... با دخترش حرف میزد. تا شاید فرزندش بتواند انتخابهای مادرش را درک کند. چون وقتی امینه تصمیم گرفت خانه را ترک کند و به زندگی روی دریا بازگردد، به بیشتر از یک دزد دریایی بدل شد. بیشتر از یک ساحره.
او افسانه شد.
این قصه، باورنکردنی به نظر خواهد رسید. اسناد و مدارکی که میشد جمع کرد، بازآفرینی شده، اما وقتی صحبت ناخدا میشود، این کاتب حس میکند بهتر است اجازه بدهد خود امینه حرف بزند برای آنکه در برابر شکل و جهت دادن به حرفهای او مقاومت کند. اما صادقانه به یک حقیقت دیگر هم اعتراف خواهم کرد. ماجراهای او فقط به عنوان شاهدی بر شگفتیهای خدا روایت نمیشود.
برای سرگرمی روایت میشود.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 2.۷۷ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 546 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | شنون آ چاکرابورتی |
| مترجم | مطهره اسلامی |
| ناشر | انتشارات کتابسرای تندیس |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۱/۰۶ |
| قیمت ارزی | 7 دلار |
| قیمت چاپی | 650,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |