
شارلوت برونته و زندگی کوتاه
شارلوت برونته (Charlotte Brontë) نویسنده و شاعر انگلیسی در آوریل 1816 در یورکشایر انگلستان متولد شد. وی سومین فرزند از پنج فرزند ماریا و پاتریک برونته بود. پاتریک برونته کشیش در سال 1824 تصمیم میگیرد فرزندان خود را برای فراگیری دروس دینی و اخلاقی مسیحی به کلیسایی در شهر کاونبریج بفرستد. شارلوت در مدت زمان اقامت در این مدرسه به دلیل شرایط نامساعد دو خواهر خود را از دست میدهد. شارلوت و دو خواهرش «آن» و «امیلی» در ابتدا با نام مستعار کار خود را آغاز کردند و کتابهای خود را با آن نام به چاپ میرساندند. وی با نام مستعار «کرر بل» کتابهای زیادی را به رشتهی تحریر در آورد که میتوان به «پروفسور»، «جین ایر»، «شرلی» و «ویلت» اشاره کرد. وی نیز همانند دیگر خواهر و برادرانش زندگی کوتاهی داشت. شارلوت تنها 6 ماه بعد از ازدواجش و در سن 39 سالگی با کودکی در شکم بر اثر بیماری ذاتالریه دار فانی را وداع گفت.
سکوتی که میسوزد؛ تنهایی زن در آینهی ویلت
رمان «ویلت» آخرین و پختهترین اثر شارلوت برونته است؛ داستان زنی تنها به نام لوسی اسنو که پس از پشتسر گذاشتن گذشتهای تلخ، برای تدریس به کشوری خیالی در اروپا میرود و در مدرسهای دخترانه با جهانی بیگانه و پر از رمز روبهرو میشود. در زیر روایت ظاهراً آرام و آموزشی، طوفانی از احساسات فروخورده، ایمان، عشق و اضطراب میجوشد. برونته با زبانی شاعرانه و دروننگر، روح زنِ قرن نوزدهم را میان ایمان و عقل، دلبستگی و انزوا به تصویر میکشد؛ و در قالب لوسی، تصویری از استقلال و خودشناسی زنانه ارائه میدهد که در زمان خود جسورانه و غیرمنتظره بود. این رمان در سال 1853 منتشر شد و هرچند در زمان انتشارش بازخوردی دوگانه داشت، امروزه بهعنوان یکی از آثار بنیادین فمینیستی و روانشناسانهی ادبیات ویکتوریایی شناخته میشود. اقتباسهایی از آن برای رادیو، تئاتر و تلویزیون ساخته شده است، از جمله نسخهی تلویزیونی بیبیسی در سال 1970. «ویلت» نه فقط داستان یک زن، بلکه اعترافی است از جنس ایمان و تردید، در جهانی که سکوت، گاه فریاد بلندتری از کلمات دارد.
بخشی از کتاب «ویلت»
«نمیتوانم بگویم در آن حالت بیهوشی روحم به کجا رفته بود. در حالت خلسهاش در آن شب عجیب، هرچه دید یا هرجا که رفت راز خود را نگه داشت. کلمهای به گوش یاد نجوا نکرد و با سکوت ناشکستنیاش بر خیال لگام زد. شاید به فرازا رفته بود، به دیدرس منزلگاه ابدیاش، به امید گسستن و آرمیدن، با این باور که پیوند دردناکش با عالم خاک عاقبت پاره شده است. در همین امید و باور، شاید فرشتهای او را از آستانه آخرت رانده بود و واداشته بود که گریان و نالان بار دیگر با اکراه و ترس و لرز به همان کالبد نحیف برگردد که سرد بود و پژمرده و او از همراهیاش بسی فرسوده. میدانم که با درد به زندان خود بازمیگشت، بیمیل و بیرغبت، با ناله بلند و رعشه دراز. زوج جداشده روح و جسم دشوار به هم وصل میشدند. به پیشواز یکدیگر میرفتند، نه با آغوش باز، بلکه با کشمکشی آزارنده. حس بیناییام خونفشان برگشت، انگار غرقه بود در خون. حس شنواییام نیز فریادکنان آمد، مانند رعد. هشیاریام با ترس جان گرفت. با دلِ آشوب و ذهنِ منزجر برخاستم و نشستم، حیران و شگفتزده از این که کجا بیدار شدهام، در میان کدام موجودات عجیب. ابتدا به هر چیزی که نگاه میکردم آن را نمیشناختم... دیوار دیوار نبود. چراغ چراغ نبود. لابد آن چیزی را که اسمش روح یا شبح است میشناختم، همانطور که چیزهای عادی را میشناختم. به خاطر همین هم میفهمیدم که هرچه چشمم به آن میافتد به نظرم شبح میرسد. اما کمکم هوش و حواسم جا آمد و همهچیز را آنطور که بود دیدم. دستگاه حیات خیلی زود سازوکار منظم عادیاش را از سر گرفت. با این حال، نمیدانستم کجا هستم. فقط میدیدم آن جایی نیستم که زمین خورده بودم. روی پله زیر طاق نبودم. اینجا دیوار و پنجره و سقف داشت، و شب و طوفان آن سوی چاردیواری بود. درون خانهای بودم... اما خانه چه کسی؟»
آوانامه و شارلوت برونته
کتاب صوتی «ویلت» سومین اثر «شاروت برونته» است که با همکاری نشر صوتی آوانامه و «نشر نی» منتشر شده است. ترجمهی این کتاب به عهدهی «رضا رضایی» بوده و خوانش آن را «سحر بیرانوند» و «مهبد قناعتپیشه» انجام دادهاند.
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 1.۵۶ مگابایت |
| مدت زمان | ۲۸:۱۹:۴۷ |
| نویسنده | شارلوت برونته |
| مترجم | رضا رضایی |
| گوینده | مهبد قناعتپیشه |
| گوینده دوم | سحر بیرانوند |
| ناشر | آوانامه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۱/۰۶ |
| قیمت ارزی | 6 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |