دانلود اپلیکیشن
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
کتاب هارلی مرلین و جادوگران ربوده شده جلد 3 اثر بلا فارست نشر انتشارات کتابسرای تندیس

کتاب هارلی مرلین و جادوگران ربوده شده جلد 3 اثر بلا فارست نشر انتشارات کتابسرای تندیس

کتاب متنی
نویسنده:
درباره هارلی مرلین و جادوگران ربوده شده جلد 3

ترس وجودم را فرا گرفت، مانند مار بوآیی دم‌قرمز، محکم دور قفسۀ سینه‌ام پیچید. به این امید که کسی من را نبیند، به دیوار راهروی شیک محفل تکیه دادم. سایۀ اژدهایی باشکوه پنهانم ‌کرد. راستش، با این‌که این مجسمه‌ها همه‌جای محفل به چشم می‌خوردند، هرگز توجه خاصی به آن‌ها نکرده بودم. ناسلامتی واسۀ طراحی داخلی حسابی شورش رو درآوردن. عمراً امکان نداشت کسی شانس‌بیار محفل سن‌دیگو را اشتباه بگیرد.

نیشم را باز کردم. اگر وید می‌فهمید آن‌ها را شانس‌بیار صدا می‌زنم، دخلم را می‌آورد.

بدون شک نگاه نافذ و پر از سرزنشی به من می‌انداخت و در جوابم می‌گفت: «اون‌ها تمثیلی از قدرت و شجاعت ما در سختی‌ها هستن.»

از پایین راهرو، صدای موسیقی کلاسیک به گوش رسید و شکمم منقبض شد.

خودت رو جمع کن بابا! ناسلامتی مرلینی. این‌قدر بزدل نباش. تمام راه که از محلۀ زندگی پایین می‌آمدم، همین حرف‌ انگیزشی را به خودم می‌زدم. کنار درخت‌های مگنولیا که رسیدم به تمام ذرات عزم راسخم نیاز داشتم که همان لحظه برنگردم و بدوبدو از پله‌ها بالا بروم. ده دقیقۀ کامل طول کشیده بود تا ده متر را در راهرو طی کنم. هر دقیقه یک متر... هنوز هم کلی راه مونده.

چند دقیقۀ دیگر که لفتش می‌دادم، دیرم می‌شد.

خب چه انتظاری داشتند؟ کل صبح تنهایی در اتاقم ولم کردند تا به سرم بزند و دیوانه بشوم. هر کسی هم که فکر می‌کرد عصر، زمان مناسبی برای برگزاری مراسم است، از قرار معلوم به سرش زده بود. به من بود می‌گفتم سپیده‌دم باشد. من که به ‌هر حال شب را نخوابیده بودم. ای گُه بگیرنش، اصلاً چرا همون لحظه که گفته بودم سوگند می‌خورم، از سرمون بازش نکرده بودیم؟

کم پیش می‌آمد این‌جور هول کنم، اما این شرایط فرق داشت. مجبور بودم مقابل جمعیتی چند صد نفری بایستم. همه هم بِربِر به من زل بزنند و در سکوت قضاوت کنند آیا لیاقت دارم یا نه. برای من که در تمام زندگی‌ام بیشتر از یکی دو سال به جایی تعلق نداشتم، تصور این‌که یک عضو واقعی محفل شوم، هیجان‌انگیز بود و همان‌قدر ترس هم به جانم می‌انداخت. این معامله تا آخر عمرم برقرار بود. نمی‌دانستم شیطان کی قرار است سر از مخفیگاهش بیرون بیاورد و خودش را نشان بدهد. این افکار متعلق به کودکِ یتیمِ‌ درونم بود. همیشه انتظار داشت درست در لحظۀ آخر، یک گندی به ماجراهای خوب و خوش بخورد. گذشته از اسمیت‌ها، آشنایی با محفل سن‌دیگو بهترین اتفاقی بود که در زندگی‌ام رخ داده بود. در این محفل برای اولین‌بار در زندگی حس می‌کردم به جایی تعلق دارم. کسی نبودم که ضمیمۀ یکی دیگر باشم یا از این حرف‌ها... جزئی از کل بودم. در محفل سن‌دیگو یک چرخ‌دندۀ فعال بودم، نه پیچ اضافه‌ای که در جعبه‌‌ابزار رها شود.

شناسنامه

فرمت محتوا
epub
حجم
1.۷۸ کیلوبایت
تعداد صفحات
416 صفحه
زمان تقریبی مطالعه
۰۰:۰۰
نویسندهبلا فارست
مترجمزهرا چفلکی
ناشرانتشارات کتابسرای تندیس
زبان
فارسی
تاریخ انتشار
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
قیمت ارزی
6 دلار
قیمت چاپی
500,000 تومان
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
epub
۱.۷۸ کیلوبایت
۴۱۶ صفحه

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن:
منتظر امتیاز
350,000
تومان
%50
تخفیف با کد «HIFIDIBO» در اولین خریدتان از فیدیبو

گذاشتن این عنوان در...

قفسه‌های من
نشان‌شده‌ها
مطالعه‌شده‌ها
هارلی مرلین و جادوگران ربوده شده جلد 3
بلا فارست
انتشارات کتابسرای تندیس
منتظر امتیاز
350,000
تومان