
هرچند میروسلاو کْرلِژا (۱۹۸۱-۱۸۹۳) در اواخر عمر پیشکسوت ادبیات یوگسلاوی، رئیس اتحادیۀ نویسندگان یوگسلاو و مدیر مؤسسۀ فرهنگنویسی شد، آثارش مملو از مخالفت سرسختانه با هیئت حاکمۀ مستقر بود. او که مارکسیست وفاداری بود، اخلاصش در اساس جنبهای یوگسلاو و فردگرایانه داشت و از این لحاظ هم از اتحادیۀ سازشکار نویسندگان شوروی فاصله میگرفت و هم از میثاقهای بورژواییِ وینِ فرانتس یوزف[۱]. در آثارش - بیش از چهل رمان، نمایشنامه و چند مجموعه شعر - درونمایۀ حماقت بشر برجسته است؛ درونمایهای که در خاک فرهنگی کروات ریشه دارد. کرلژا در ۱۸۹۳ در زاگرب به دنیا آمد و تبعۀ امپراتوری اتریش و شهروند پایتخت کرواسی بود: پایتخت سرزمینی تابعِ نیمۀ مجارِ امپراتوری قدیم اتریش ـ مجارستان و بااینحال جداافتاده از آن. کرواسی را تاریخش با تعهد احساس نیرومند ایالتی مرزی به اروپا وصل میکند. درگیری قرنهای هفدهم و هجدهم با ترکها بر این وحدت تأکید دارد و بزرگان نظامی آن همواره به سنت خدمت به امپراتور و تمدن کاتولیک افتخار کردهاند. جلال باروک شهرهایش از سبک وین، ناپل و مادرید تقلید میکند.
کرلژا همچون هر کروات دیگری خودش را مادرزاد اروپایی میداند و احساس نیرومند در آثار انتقادیاش دربارۀ گالیله، میکل آنژ و [فرانسیسکو] گویا، مشهود است. درعینحال میراث ناخودآگاه و مشترک امپراتوری هابسبورگ را که عمدۀ دستمایههای رمانهایش را فراهم آورد، نادیده نمیگیرد. خیلی زود علاقهاش را به طرز تربیت سنتی خود از دست داد. کرلژا هم مانند بسیاری از مردان هموطنش برای آموزش نظامی به پجوی و بعدها به دانشکدۀ نظامی در بوداپست رفت، اما در نخستین جنگ بالکان در ۱۹۱۲، بهدلیل احساس قرابت ملی با صربها، داوطلبانه در ارتش صربستان نامنویسی کرد. صربها به او مشکوک شدند که جاسوس اتریش است و او را به بوداپست پس فرستادند. مجارها به اتهام ترک خدمت، بلافاصله او را از دانشکدۀ افسری اخراج و در ۱۹۱۴ بهعنوان سرباز عادی به جبهه اعزام کردند. تجربۀ جنگ در مقام سربازوظیفۀ ناراضی، آنهم در خدمت آرمانی بیگانه، برای او مانند بسیاری از نویسندگان اروپایی بدل به گنج بادآوردۀ گرانبهایی شد؛ برای روشنفکران آوارۀ اروپای مرکزی جنگ زمینۀ مساعدی بود که به خودویرانگری ابلهانۀ رژیم خودکامۀ اتریش اضافه میشد.
پس از ۱۹۱۸، سلسلۀ کاراجورجهویچ صربستان در قلمروی متحد پادشاهی صربها، کرواتها و اسلوونها حکومت میکرد که طولی نکشید تا نامش یوگسلاوی بشود. کرلژا که مشی ادبی خود را در زاگرب شروع کرد، به زبان کروات مینوشت که در قرن نوزدهم احیا شده و برای صربها چنان آشنا بود که با زبان رسمی صربو -کروات دولت یوگسلاوی در هم آمیزد. اما از لحاظ فرهنگی، هنوز تجربۀ اتریشی، که جنگ آخرین مرحلۀ آن بود، بر کرواسی غالب بود؛ طولی نکشید که کرلژا سهم شخصی خود را از این تجربه در رمان خدای مریخی کروات (۱۹۲۲) گنجاند؛ هجونامۀ بیامانی در باب خدمت کرواتها به امپراتوری هابسبورگ در جنگ و کشتار بیهوده و بیمعنای مردانگی کرواتها در راه هدف امپراتوری. این درونمایه در مقیاس وسیعتری در گلمبایها (۱۹۳۲)، که مجموعهای بود از نمایشنامهها و داستانهای کوتاه، گسترش یافت. داستانهای این مجموعه صعود بیرحمانۀ خانوادۀ گلمبای را به مقامات بالای جامعۀ اتریش از قرن هجدهم تا ۱۹۱۴ از چشم برخی اعضای خانواده مینمایاند و در نمایشنامهها، انحطاط مضحک آنها در سالهای واپسین امپراتوری و انعکاس آن در تناقضات درونی جامعۀ هابسبورگ نمود مییابد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۰۵ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 160 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | میروسلاو کرلژا |
| مترجم | مهدی غبرائی |
| ناشر | نشر خوب |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۱/۰۲ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |