
گناه ماهیتی رمزگونه دارد.
برخی از آدمها عقیده دارند گناهانشان نادیده گرفته میشود و میتوانند بدون اینکه به عواقب کارشان بیندیشند، هرگونه خطایی را مرتکب شوند؛ اما برخی دیگر با این باورکه قادر متعال با اختیار کامل خود خطاهای آنها را بیقیدوشرط میبخشد، دستبهدامن توبه میشوند. حال اینکه شخصیت اصلی داستان ما، یعنی فرد تیرانداز، عقیده دیگری داشت. از نظر او، گناهان بسیار فجیع و وحشتناک باید همواره بررسی شوند و هرگز بخشیده نشوند و کسانی که چنین جرمهای سنگینی مرتکب میشوند، باید بهسختی مجازات شوند.
چکمههایش را پوشیده بود و بارانی بسیار بلندش را به تن داشت. وقتی وارد خانه شد، همه خواب بودند. بهآرامی و بدون سروصدا، از پلکان بالا رفت. بالای پلکان به اتاق خواب رسید و با لوله تفنگ ساچمهای، در اتاق خواب اصلی خانه را باز کرد. لولای در نالهکنان غژغژی کرد و سکوت خانه بهیکباره شکسته شد. در را تا اندازهای باز کرد که بتواند داخل برود. سپس به درون خزید و به تختخواب نزدیک شد. نفسهای نرم و آرام زن را میتوانست در میان خرناسهای مردی که در کنارش دراز کشیده و خوابیده بود، بشنود؛ خرناسهایی که به زوزهی حیوانات بیشباهت نبود. تفنگ را بالا آورد، روی شانهاش جای داد و محکم کرد. سپس گونهی سمت راست خود را به فلز سرد چسباند و لوله تفنگ را بهسمت مرد خرناسکش نشانه رفت. انگشتش را روی ماشه گذاشت و لحظهای درنگ کرد.
-از متن کتاب-
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 2.۰۴ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 366 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | چارلی دانلی |
| مترجم | زینب شاکر |
| ناشر | نارنگی |
| زبان | فارسی |
| عنوان انگلیسی | Those Empty Eyes |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۱/۰۵ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |