دانلود اپلیکیشن
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
کتاب چگونه پیرشدن را بپذیریم اثر undefined نشر هنوز

کتاب چگونه پیرشدن را بپذیریم اثر undefined نشر هنوز

کتاب متنی
ناشر:
درباره چگونه پیرشدن را بپذیریم

اگر از ما بخواهند به شیوۀ تداعی آزاد دربارۀ پیری صحبت کنیم، بیشترمان درباره چین‌وچروک، کفش‌های راحتی و آلزایمر و چیزهایی از این قبیل حرف می‌زنیم؛ اما این‌ها کاملاً گمراه‌مان می‌کنند، چون در این‌ صورت انگار بالا رفتن سن را با کهنسالی یا بیماری اشتباه گرفته‌ایم. در واقع همۀ ما از لحظۀ تولد در حال پیر شدن هستیم، و می‌توان گفت تولد مسبب پیری است. مسلماً بدون تولد پیر شدن امکان‌پذیر نیست. به محض آن‌که پیر شدن را فرایندی در نظر بگیرید که طی چرخۀ زندگی روی می‌دهد و درحال‌حاضر برای همۀ ما با هر سنی که داشته باشیم در حال روی دادن است، از چشم‌اندازی متفاوت به آن می‌نگرید. این چشم‌انداز با چشم‌انداز معمول متفاوت است که در آن ما جوانیم و بعد ناگهان به ‌شکلی جادویی، به ‌محض این‌که به آستانۀ معینی می‌رسیم (بیست‌وپنج، سی، چهل یا پنجاه‌سالگی، به میل خودتان انتخاب کنید)، یک‌باره به دوران «پیری» منتقل می‌شویم.

خلاص شدن از شرِ این دیدگاه از ‌آن‌ روی دشوار است که به لحاظ فرهنگی پا گرفته است. مطمئناً به همین دلیل است که بیشتر جوانان آرزو می‌کنند بزرگ‌تر شوند. آن‌ها بالاتر رفتن سن را با آزادیِ انجام دادن کارهایی که درحال‌حاضر از انجام دادنش منع می‌شوند مربوط می‌دانند. کِی می‌شود بتوانم تا ساعت ده بیدار بمانم؟ چه وقت اجازه دارم تنهایی به فستیوال موسیقی بروم؟ بی‌تابم زودتر هجده‌ساله شوم و دیگر خرید نوشیدنی برایم غیرقانونی نباشد.

وقتی جوانید بزرگ‌تر شدن به معنای آزاد شدن از قید استبداد والدین است. این‌که بتوانید برای خودتان تصمیم بگیرید و کنترل بیشتری بر زندگی خود داشته باشید. وقتی بچه‌اید بالا رفتن سن موجب رشد توانایی‌های‌تان مثل راه رفتن و حرف زدن، نوشتن و استدلال کردن می‌شود که به آن‌ها به‌ عنوان راهی به سوی استقلال افتخار می‌کنید. جشن تولدی که در آن فریاد می‌زنید: «بالاخره وقتش رسید!» قبلاً در بیست‌و‌یک‌سالگی بود، ولی حالا هجده‌سالگی است.

به تدریج این نگاه به افزایش سن تغییر می‌کند؛ برای بیشتر افراد شاید انتظار و خوش‌بینی‌ای برای بیست‌سالگی با اضطراب و حتی هراس پیوند می‌خورد یا گاهی جای آن را می‌گیرد. دورۀ کوتاه آزادی بدون مسئولیت به پایان می‌رسد و مقتضیات بزرگسالی، مثل اجبار به امرارمعاش، آشکار می‌شود. دورنمای زندگی‌ای بدون برخورداری از شش هفته تعطیلات تابستانی بخشِ شوک‌آوری از این مرحله گذار است.

حالا مردم از شما انتظار دارند طوری رفتار کنید که با برداشت آن‌ها از فردی بزرگسال همخوانی داشته باشد. آن‌ها آشکارا به این واقعیت بی‌اعتنا هستند که شاید شما اصلاً احساس بزرگسالی نکنید یا حتی ندانید بزرگسال بودن ممکن است چطوری باشد. کم‌کم به نظر می‌رسد بزرگ شدن به معنای از دست ‌دادن است تا به‌ دست آوردن، و این همان چیزی است که باید دربرابرش مقاومت کرد. با رسیدن به بیست‌و‌پنج‌سالگی حقِ انجام دادن بسیاری از کارهایی که قبلاً آرزویش را داشتیم به ‌دست می‌آوریم و حالا باقی زندگیِ پیشِ ‌رو به طرزی هراس‌انگیز در برابر‌مان گشوده می‌شود. الکسا، دختری شانزده‌ساله که در لندن به مدرسه می‌رود، به خاله‌اش می‌گوید نصف‌شب با نگرانی از این فکر که چطور می‌خواهد یاد بگیرد فرم اظهارنامۀ مالیاتی‌ را به موقع‌ پُر کند از خواب پریده است.

در واقع بسیاری از جوانان با قاطعیت بیست‌و‌پنج‌سالگی را آغاز واقعی بزرگسالی می‌دانند. البته شاید ‌بیراه هم نباشد، چون تازه در بیست‌و‌پنج‌سالگی است که قطعات قُدامی مغز به رشد کامل می‌رسند و نیاز به ارضای آنیِ خواسته‌ها، بر اثر بلوغ شناختی و ظرفیت بیشتر برای همدلی و چشم‌انداز بلندمدت‌تر تعدیل می‌شود.

دسته‌ها:

شناسنامه

فرمت محتوا
epub
حجم
4.۸۳ کیلوبایت
تعداد صفحات
192 صفحه
زمان تقریبی مطالعه
۰۰:۰۰
ناشرهنوز
زبان
فارسی
تاریخ انتشار
۱۴۰۴/۱۰/۲۵
قیمت ارزی
2 دلار
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
epub
۴.۸۳ کیلوبایت
۱۹۲ صفحه

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن:
منتظر امتیاز
90,000
تومان
%50
تخفیف با کد «HIFIDIBO» در اولین خریدتان از فیدیبو

گذاشتن این عنوان در...

قفسه‌های من
نشان‌شده‌ها
مطالعه‌شده‌ها
چگونه پیرشدن را بپذیریم
هنوز
منتظر امتیاز
90,000
تومان