
_آیسو؟ آیسو کجایی؟هر جا که هستی فرار کن. فقط فرار کن من پیدات میکنم.
_نمیتونم…من نمیتونم...
_آیسـومیگم ازاون خراب شده بزن بیرون و برای نگاه کردن به پشت سرتم دیگه برنگرد...
اطرافش،در میان درختان حیاط،موجوداتی سیاه و شبهگونه باچشمانی براق و خوفانگیز ایستاده و کم کم احاطهاش میکردند.
اینبار به روی شکم غلتید تا چشمان متوحشش آنها را واضحتر ببیند ومطمئن شود که توهم نیستند.
نفس کشیدن دوباره برایش دشوار شده بود و برای بلعیدن ذرهای هوا داشت جان میکند. با آخرین توانی که در خود میدید دست در جیب جینش کرد تا اسپریاش را پیدا کند،اما همین که بیرونش کشید،از بس آن را شل وبیجان گرفته بود ازدست خود انداخت.با درماندگی نالهای کرد و برای لمس دوبارهاش روی زمین گلآلود دست کشید، ولی پیدایش نمیکرد…
اگر زنده از این جهنم بیرون میآمد، دیگر میرفت و به پشت سرش هم نگاه نمیکرد.فقط جانش را برمیداشت و از این سرزمین و آدمهایش میگریخت...
-از متن کتاب-
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 2.۵۹ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 435 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | زهرا بایندور |
| ناشر | ن شر موج |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۰/۲۶ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |