
این چوب جارو را می بینی که حالا خوار و خفیف افتاده بر کنج مهجوری، یاد دارم زمانی در اوج شکوفایی در جنگلی استوار بود، سرشار از شیرۀ حیات، پربرگ و بار و پرشاخسار. اما گویی اکنون دست ساختۀ انسان با بستن کلاف ترکه های خشکیده به تنۀ بی رمق، می خواهد با طبیعت هماوردی کند، اما چه بی حاصل. حالا هم در بهترین شکل است، ولی درست برعکس آنچه پیش از این بود: درختی وارو شده، شاخسارش بر خاک افتاده و ریشه هایش در هواست. حالا دست مالِ هر کلفتِ دریده ای است و مجبور به جان کندن های مدام، بازیچۀ سرنوشت بوالهوسانه ای که ناچار در خدمت پاک کردن چیزهای دیگر است و خود، آلوده دامن می شود و بعدِ مدتی که مخدومِ دخترکان پیشخدمت از بیخ و بنُ فرسود، یا از در بیرون می اندازندش یا محکوم به آنکه آخرین خدمتش افروختن آتشی باشد. این را که دیدم، آهی کشیدم و با خود گفتم بی تردید انسان فانی هم چوب جارویی بیش نیست. طبیعت او را نیرومند و تندرست و روبه رشد به دنیا می آورد. بر سرش موهایی از جنس خودش می رویند، سرشاخه های متناسب این گیاهِ عقل مند، تا آنکه تبرِ افراط سرشاخه های سبزش را هرس می کند و تن های خشکیده از او به جا می گذارد. به هنر پناه می برد و کلاه گیسی بر سر می گذارد تا ارزش وجودش بند شود به یک مشت موی مصنوعی و پودرزده که هرگز روی سر خودش نروییده اند. حالا این چوب جاروی ما عزم میدان می کند، پر از نخوتِ شاخ و برگ های قرضی، پوشیده در لایه ای از گرد و غبار، لابد خاک جاروی اتاق بهترین بانوان است. لاجرم نخوتش را به باد تمسخر و تحقیر می گیریم، ما که داوران مغرضِ کمالات خود و قصوراتِ دیگرانیم!
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 373.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 92 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | جاناتان سوییفت |
| مترجم | فرزانه دوستی |
| ناشر | بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۰/۲۲ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |