
بخشی از کتاب:
با قلقلک دستی از خواب پریدم. نور خورشید در صورت زیبای خواهرم ریحان که پنج سالی از من کوچک تر بود می درخشید... لبخند شیرینی زد و با خنده در حالی که هنوز سر جاش دراز کشیده بود گفت:
ماه صنم آقاجان میگه پسر شیخ عبدالله توی روستا مکتب زده و از این به بعد من و تو هم می تونیم بریم و ازش سواد یاد بگیریم.
لای چشمامو به سختی باز نگه داشتم و با ذوق گفتم:
راست میگی ریحان؟ یعنی ما هم می تونیم بخونیم و بنویسیم؟
ریحان از زیر لحاف خودشو بیرون کشید سر جاش نشست و گفت:
آره ماه صنم. خودم از مارجان شنیدم.
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 3.۹۰ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 562 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | زهرا اخوان پاکدهی |
| ناشر | ندای الهی |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۰/۲۱ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |