کتاب متنی

روزهاى روشن و آفتابى را به ياد مىآورم كه پشت فرمان اتومبيل پدر، روى زانوان استوار و مردانهاش سوار مىشدم و دستهايم را روى دستان بزرگ او مىگذاشتم و توى جادهى باريك، رو به دريا حركت مىكرديم.
پدرم چشمان روشن و عميقى داشت و درخشش گرم و مهربانى در زلال چشمانش موج مىزد، درخششى كه وقتى با نگاه مادرم بر مىخورد، تازهمىشد. مادر را خوب به خاطر دارم. وقتى كه به دريا مىرسيديم، م ن در ساحل با شنها بازى مىكردم و او با پدرم هيزمهاى جمع كرده را آتش مىزدند و غذا را گرم مىكردند. اینها همه، مال ده سال پيش است، يعنى زمانى كه من دوازده ساله بودم...
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 2.۱۴ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 222 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | آرمان آرین |
| ناشر | نشر موج |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۰۹/۳۰ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |