
بخشی از کتاب
لیودمیلا و واسیلی زوج جوانی بودند که در خوابگاه ایستگاه آتشنشانی شهر پریپیات، نزدیک نیروگاه چرنوبیل، زندگی میکردند. آنها تازه ازدواج کرده بودند و زندگیشان پر از عشق و امید بود. لیودمیلا همیشه از وضعیت واسیلی باخبر بود، زیرا او آتشنشان بود و شیفتهایش مشخص. در شب فاجعه، لیودمیلا با شنیدن سر و صدا از خواب بیدار شد و واسیلی از پنجره به او گفت که آتشسوزی در رآکتور رخ داده و به زودی برمیگردد. او بدون تجهیزات محافظتی مناسب و بیخبر از خطر تشعشعات، همراه دیگر آتشنشانان به محل حادثه رفت. لیودمیلا از پنجره شعلههای عظیم و آسمانی درخشان را دید، اما از شدت خطر بیاطلاع بود. صبح روز بعد، لیودمیلا به بیمارستان رفت و متوجه شد واسیلی به دلیل قرار گرفتن در معرض تشعشعات شدید بستری شده است. بیمارستان توسط پلیس محاصره شده بود و ورود ممنوع، اما او با کمک دوستی پزشک توانست واسیلی را ببیند که بدنش به شدت متورم و آسیبدیده بود. پزشکان توصیه کردند شیر فراوان برای کاهش اثرات تشعشعات تهیه کند، اما حال واسیلی و دیگر آتشنشانان به سرعت وخیم شد.
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 62.۴۳ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۰۱:۰۶:۳۳ |
| نویسنده | سوتلانا الکسیویچ |
| مترجم | یاسین قاسمی بجد |
| گوینده | آذین صبوری |
| ناشر | یاسین قاسمیبجد |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۰۹/۲۶ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |