
کتاب آقای نویسنده و جنجال بر سر آپارتمان دولتی نوشته ولادیمیر نیکالایویچ واینوویچ از نشر هرمس با ترجمه آبتین گلکار، از یک «نه» شروع میشود. چهقدر «نه» و «نمیشود»های ناعادلانه شنیدهاید؟ حستان را آن موقع یادتان هست؟ گاهی سرنوشت آدمها را همین نهها عوض میکند. گاهی برای سختکردن زندگی آدمها نیازی به گلوله و انقلاب نیست، یک جمله کوتاه کافیست؛ «نمیشود». شخصیت اصلی این داستان نویسندهای است که باید خانهاش را عوض کند. یک نقل مکان که حق طبیعی هر کسی است، در این کتاب زیر سایه یک حکومت خودکامه تبدیل به یک پرونده پیچیده و قطور میشود.
ولادیمیر واینوویچ با نگاهی طناز و دقیق، از دل یک ماجرای بهظاهر کوچک، تصویری بزرگ میسازد. نبرد انسان با بوروکراسی، با امتیاز، با قدرت پشتپرده و با ترسی که آرامآرام میخواهد شما را قانع کند کوتاه بیایید. این کتاب فقط درباره یک آپارتمان نیست؛ درباره این است که وقتی حقتان را ساده و روشن میبینید، یک سیستم فاسد چطور میتواند آن را پیچیده و دور از دسترس کند.
در کتاب آقای نویسنده و جنجال بر سر آپارتمان دولتی، همهچیز از یک خواسته بهظاهر ساده شروع میشود. یک نویسنده در زمان حکومت شوروی که سالهاست در یک آپارتمان تنگ زندگی کرده است، حالا میخواهد به واحدی بزرگتر نقل مکان کند. تا اینجا ماجرا بهقدری ساده است که شاید عجیب باشد بتوانید تصور کنید از این ماجرای ساده، ولادیمیر واینوویچ کتاب 197 صفحهای نوشته باشد. این حق معمولی که به نظر میرسد باید بشود، زیر سایه حکومت خودکامه شوروی همان معنایی که باید را نمیدهد.
از اینجا به بعد نقلمکان تبدیل میشود به کشمکشی فرساینده میان آدم و سیستم؛ میان منطق روزمره و قواعد نانوشتهای که با مهر و امضا و رابطه کار میکنند. هر قدم جلورفتن، یک راهرو تازه است، یک کمیته تازه، یک وعده تازه و البته یک «نمیشود» تازه.
این کتاب در مرز خاطرهنگاری و روایت داستانی حرکت میکند و با لحن طنز تلخ، که تخصص نویسنده است، از دل جزئیات روزمره، تصویر بزرگتری میسازد؛ اینکه قدرت چطور میتواند یک حق ساده را تبدیل به میدان قدرتنمایی کند و حالا آدمی که نخواهد کوتاه بیاید، ناچار است یاد بگیرد چطور مقاومت را قدمبهقدم، از پشت میزهای اداری آغاز کند.
جذابیت ماجرا دقیقا همینجاست، همهچیز آنقدر واقعی و ملموس روایت میشود که مدام حس میکنید این قصه چهقدر آشناست و گویا فقط اسمها عوض شدهاند. اما سرنوشت نویسنده چه میشود؟ این داستان از انتشارات هرمس را تا انتها بخوانید تا ببینید سرنوشت این مبارزه چه خواهد شد؟
ولادیمیر نیکالایویچ واینوویچ (۱۹۳۲–۲۰۱۸) طنزپرداز و داستاننویس روسی است که زندگیاش، خودش بهترین توضیح برای لحن تیز و تلخ آثارش است. او از همان سالها که نوشتن را جدیتر دنبال کرد، با نگاه انتقادیاش با ساختار قدرت و فضای فرهنگی شوروی درگیر شد؛ در ماجراهایی مثل حمایت از نویسندگان تحت فشار و انتشار آثارش، کمکم کار به جایی رسید که حکومت دیگر تحملش نکرد. در سال ۱۹۸۰ از شوروی اخراج شد و شهروندیاش را هم از دست داد، اما یک دهه بعد با بازگرداندن شهروندی در دوره گورباچف به مسکو برگشت. واینوویچ در نوشتههایش استاد این است که یک مسئله «ظاهرا کوچک» را آنقدر دقیق و طنازانه روایت کند تا تبدیل شود به تصویر بزرگتری از جامعه و «آقای نویسنده و جنجال بر سر آپارتمان دولتی» دقیقا از همین جنس است. در این کتاب شاهد طنز زندگینامهای کسی هستید که تحت فشار زندگی کرده و بلد است آن را روی کاغذ، هم خندهدار کند، هم دردناک.
این کتاب از آن داستانهایی است که با یک ماجرای ظاهرا ساده شروع میشود، اما هرچه جلوتر میروید میفهمید موضوع فقط «خانه عوضکردن» نیست؛ موضوع این است که وقتی قدرت تصمیم میگیرد زندگی را سخت کند، چطور میتواند از کوچکترین خواستههای انسانی یک جنگ فرسایشی بسازد.
واینوویچ بلد است تلخی را با طنز قاطی کند؛ طوری که با خواندن این کتاب هم پوزخند بزنید، ترکیبی از یک خنده تلخ، اما آشنا. شما همراه راوی از پشت در اتاقها، راهروها و جلسهها رد میشوید، با آدمهایی روبهرو میشوید که هرکدام یک جور نه میگویند و کمکم میبینید مقاومت چطور شکل میگیرد. مقاومتی که ما هم تجربهاش کردیم. ایستادگی برای حق، برای کرامت، برای اینکه آدم یادش نرود «عادی زندگیکردن» هم گاهی شجاعت میخواهد.
· کسانی که خاطرهنگاری یا داستانهایی با تم زندگینامههای واقعی را دوست دارند؛
· مخاطبانی که دنبال طنز تلخ و انتقادی هستند؛
· علاقهمندان به ادبیات و تاریخ اجتماعی شوروی که دوست دارند فضای فرهنگی و فشارهای حکومتی را در یک روایت ملموس ببینند؛
· خوانندههایی که از داستانهای پرحادثه خسته هستند و ترجیح میدهند یک ماجرای بهظاهر کوچک را بخوانند که آرامآرام بزرگ و تکاندهنده میشود.
در بخشی از این کتاب میخوانید که:
و اینک چهرهی دیگری هم پا به ماجرای ما میگذارد. بازهم یک شخصیت مهم: رئیس کمیتهی اجرایی منطقهی فرونزه، رفیق د.د. باگامولوف.
من هیچگاه او را رودررو ندیدم. توفیق نصیبم نشد. ولی در ذهن خود او را چنین مجسم میکنم: پشت میز بزرگی نشسته است و تصمیمش را زیر کاغذهایی که برایش میآورند مینویسد: «نمیشود!!!» شما میخواهید چیز کوچکی را با چیز بزرگتری عوض کنید. نمیشود!!! میخواهید چیز بزرگتری را با چیز کوچکتری عوض کنید. نمیشود!!! میخواهید عضو تعاونی بشوید، پارکینگ بسازید، در حیاطتان درخت بکارید. نمیشود!!! نمیشود!!! نمیشود!!!
اگر با فضای این کتاب ارتباط برقرار کردید، آثار زیر نیز برای شما مناسب هستند:
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۱۵ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 184 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | ولادیمیر نیکالایویچ واینوویچ |
| مترجم | آبتین گلکار |
| ناشر | نشر هرمس |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۰۸/۰۵ |
| قیمت ارزی | 5 دلار |
| قیمت چاپی | 193,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |