
بسیاری از مردم باوجود صرف زمان و هزینۀ گزافی که صرف مدل مویشان، خرید لباسهای برند، برق انداختن کفشهایشان و تلاشی که برای بهترجلوهدادن شخصیتشان دارند، هنوز نمیدانند که چرا عدهای در زندگی موفق میشوند و برخی دیگر موفق نمیشوند. برخی از افراد بسیار موفق و محبوب، خجالتی هستند؛ درحالیکه برخی دیگر، فقط حاشیهسازی میکنند. برخی از افراد موفق و سرشناس، زندگی بسیار پیچیدهای دارند؛ درحالیکه برخی دیگر زندگی سادهای دارند. بسیاری از درونگراها مورداحترام هستند؛ درحالیکه برخی از برونگراها مورداحترام قرار نمیگیرند. اگر هدف شما، اجرای مراسم اسکار نیست، شخصیت و ظاهرتان، کلید دستیابی شما به محبوبیت و موفقیت در زندگی نخواهد بود. پس کلید آن چیست؟ آیا این کتاب، کمکی به یافتن این کلید به شما میکند؟
این نگاشته به شما خواهد گفت که چه کارهایی باید بکنید و از انجام چه کارهایی باید پرهیز نمایید. سپس تصمیم با خود شماست؛ من اصلاً تضمین نمیکنم که با خواندن این کتاب بتوانید بلافاصله با فروشندگان محصولات نفتی دربارۀ معاملات آتی نفت خام صحبت کنید. همچنین، تضمین نمیکنم که بتوانید با فردی که درک بالایی از فلسفه دارد و دکترای این رشته را دارد، گفتمان عمیقی داشته باشید؛ اما آنچه را که میتوانم تضمین کنم، این است که با خواندن این کتاب، میتوانید بااعتمادبهنفس کامل با دیگران ملاقات کنید، بهراحتی با آنها صحبت کنید و با هر کسی که روبهرو میشوید، ارتباط برقرار کنید.
احتمالاً شما نیز آن سقف نامرئی شیشهای را که بالای سرتان وجود دارد، کشف کردهاید. این کتاب به شما کمک میکند تا با تسلط بر ظرافتهای ارتباطی، سلاحی بسازید که بتوانید با استفاده از آن، این دشمن شرور را درهم شکنید. درضمن، این کتاب به شما کمک میکند تا از انجام دادن «کارهای کوچک احمقانهای» که باعث قطع ارتباط شما با افراد و ازدستدادن پیشنهادهای شغلی، روابط دوستانه یا عاشقانۀ احتمالیتان میشود، پرهیز کنید. همچنین، خواهید آموخت که چگونه هدیهای شگفتانگیز به نام عزتنفس به آنها تقدیم کنید. این همان چیزی است که متأسفانه، بیشتر مردم هنگام برقراری ارتباط با دیگران، بهندرت متوجه آن میشوند و آن را در ارتباطاتشان لحاظ میکنند. سؤال این است: چگونه باید این کار را انجام دهیم؟
برای درک بهتر این موضوع، توجه شما را به مثالی دربارۀ آزمایشگاه جلب میکنم؛ شما بههمراه یک متخصص روانپزشکی وارد آزمایشگاهی میشوید و دو مرد برهنه را درحالیکه روی صندلی نشستهاند و از روی شرم، لبخندی بر لب دارند، میبینید. روانپزشک که درحال توضیح دادن کیفیت این آزمایش برای شماست، با مهربانی روی هر کدام از آنها، پتویی میاندازد. روانپزشک میگوید که این دو نفر در یک شرکت چندملیتی کار میکنند. یکی از آنها مدیرعامل آن شرکت است و خانوادهای دوستداشتنی، کارمندانی وفادار، دوستانی صمیمی و قابلاعتماد دارد. او پول کافی برای لذت بردن از زندگی، مراقبت از افرادی که دوستشان دارد و کمک به مؤسسههای خیریه را در اختیار دارد؛ اما فرد دیگر، کف شرکت را جارو میکند. او نیز انسانی شریف و درستکار است، با این تفاوت که روابطی ناموفق و دوستان محدودی دارد و در تأمین مخارج زندگیاش، با مشکلات متعددی روبهروست. روانپزشک از شما میخواهد که تشخیص دهید کدامیک مدیرعامل و کدامیک خدمۀ شرکت است. شما با تعجب به هر دو مرد نگاه میکنید. به نظر نمیرسد تفاوت زیادی بین آنها وجود داشته باشد؛ تقریباً همسن هستند و وزنشان نیز تقریباً یکسان است. ظاهر مشابهی دارند و به نظر میرسد از هوش یکسانی برخوردارند. روانپزشک بهسمت آنها میرود و انتهای پتوها را مقداری بلند میکند. چهار پای برهنه از زیر پتو آشکار میشود. او به شما میگوید: «اینم یه راهنمایی!»
شما که در شوک فرو رفتهاید و فکر میکنید شاید این نشانه واقعاً نوعی راهنمایی باشد، میگویید: «متأسفانه چیزی متوجه نشدم.» سپس روانپزشک پتو را بالاتر میکشد تا زانو و ران آنها نیز آشکار شود. بعد بهسمت شما برمیگردد و میپرسد: «اینم یه راهنمایی دیگه.» اکنون گیجتر میشوید و سرتان را به نشانۀ نفهمیدن تکان میدهید. همانطور که روانپزشک بهسمت پتوها میرود، از ترس اینکه مبادا اتفاق بدتری بیفتد، چشمانتان را میبندید. سپس بهآرامی و با مکث، آنها را باز میکنید. شما و مردان زیر پتو، نفس راحتی میکشید. روانپزشک تقریباً سر و بالاتنۀ آنها را آشکار کرده است. روانپزشک درحالیکه دستی بر ریشهای بلندش میکشد، با نگاهی نافذ شما را مینگرد و دوباره همان حرف را تکرار میکند. شما به یکی از آن دو مرد نگاه میکنید، سپس نگاهی به دیگری میاندازید و دوباره نگاهتان را رو به اولی برمیگردانید. اگرچه هر دوی آنها در نگاه شما خوشقیافه و جذاب هستند؛ اما در هیچیک از آنها نشانۀ خاصی مبنیبر مدیریت یک ابرشرکت چندملیتی وجود ندارد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۲۰ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 224 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | لیل لوندز |
| مترجم | محسن شعبانی |
| ناشر | نشر یوشیتا |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۲/۲۸ |
| قیمت ارزی | 3 دلار |
| قیمت چاپی | 350,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |