دینپیرایی (رفُرماسیون) همچون جنبشی مذهبی و یزدانشناختی از درون مسیحیت و با هدف پیرایش کاتولیسیسم سر برآورد. این جنبش که در نیمهی نخست سدهی شانزدهم در باختر اروپا رخ نمود بر زمینهی رنسانس و اومانیسم مسیحی در روزگاری رویید و بالید که ساختارهای فسرده و فرسودهی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و اندیشگی قرون وسطا فرو میپاشید. از میان ویرانههای این جهانِ روبهخاموشی نیروهایی تازهنفس، زایا و پوینده روییدند و دستبهکار ساختمان جهانی نو شدند.
خب برای اونهایی که به تاریخ رفرماسیون مسیحی و جنبشهای اومانیستی علاقمند هستند بدیهیه که جذاب و آموزنده است اما برای علاقمندان به رفرم مذهبی بعنوان یک قاعده، راهکار یا حتا یک پروسه جبری تاریخی و جهانشمول هم بنظر حقیر، آموزنده است و «ان فی ذالک لآیات لقوم یتفکرون» —ترجمه البته، مناسب اهل اندیشه است.