فیدیبو نماینده قانونی نشر ماهی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب بنیادکلی گرایی

کتاب بنیادکلی گرایی
پل قدیس و منطق حقیقت

نسخه الکترونیک کتاب بنیادکلی گرایی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب بنیادکلی گرایی

پل نه یک رسول است و نه یک قدیس. در مورد خطابه‌های تند و تیز و نرم و لطیف پل، می‌توانیم بی‌هیچ ارادت یا کراهتی، آزادانه به آن‌ها رجوع کنیم. پل شاعرـ متفکرِ رخداد است، و همچنین کسی است که در کردار و گفتارش ویژگی‌های همیشگی چهره‌ای را به نمایش می‌گذارد که می‌توان آن را چهره‌ی فرد مبارز نامید. او پیوندی سراپا انسانی را عرضه می‌کند. تحقیق حاضر سراسر سوبژکتیو بوده و به متن‌هایی از پل محدود شده است که محققان معاصر بر اصالت‌شان صحه گذاشته‌اند.

ادامه...
  • ناشر نشر ماهی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.29 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۸۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب بنیادکلی گرایی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیش گفتار

طرحی غریب. اکنون دیربازی است که این چهره همپای من بوده است، همراه با چهره هایی دیگر: مالارمه، کانتور، ارشمیدس، افلاطون، روبسپیر، کنراد... (بگذریم از چهره های متعلق به قرن خودمان). پانزده سال پیش نمایش نامه ای نوشتم با عنوان واقعه ی انطاکیه، که قهرمانِ زن آن پائولا نام داشت. البته تغییر جنسیت احتمالاً مانع از آن شد تا یکی پنداشتنی زیاده از حد صریح روی دهد. راستش را بگویم، برای من پل نه یک رسول است و نه یک قدیس. نزد من خبرهای خوشی که او بشارت می دهد، یا کیش و آیین منسوب به او، اهمیتی ندارد. لیکن او چهره ی سوبژکتیوی به غایت مهم است. من نامه های وی را همواره به سان متون کلاسیکی خوانده ام که آدمی با آن ها انس و الفت خاص دارد و پیوسته به آن ها بازمی گردد؛ متن هایی که [ از فرط خوانده شدن] هموار شده اند، ریزه کاری هاشان رنگ باخته اند و با این همه قدرت شان پابرجا مانده است. خوانشی بدون هیچ تعالی و تقدسی، همراه با برابری کامل این نامه ها با هر متن دیگری، و آن سویه ای از آن ها که با من پیوندی شخصی برقرار می سازد. یک انسان این عبارات را با تاکیدی چنین نگاشته است، این خطابه های تند و تیز و نرم و لطیف را، و ما می توانیم، بی هیچ ارادت یا کراهتی، آزادانه به آن ها رجوع کنیم. و این نکته در مورد من بیش تر هم صدق می کند، زیرا به لحاظ میراث خانوادگی غیرمذهبی بوده ام، و حتی هر چهار نیای من، که جملگی آموزگار بودند، میل مقابله با فضاحت کشیشان را در من برانگیختند. من نامه های پل را دیر کشف کردم، آن گونه که آدمی متونی بس غریب را کشف می کند که وجه شاعرانه شان شگفت آور است.
اساسا، من هرگز پل را به دین ربط نداده ام. علاقه ی دیرپای من به او مبتنی بر چنین معیاری یا به قصد شهادت دادن بر هیچ گونه ایمان، یا حتی بی ایمانی، نبوده است. راستش را بگویم، کلنجار رفتنم با پاسکال، کیرکگور، یا کلودل نیز درست به همین اندازه از آنچه در گفتار ایشان صریحا مسیحی است مستقل بود، هرچند در مورد پل این شبهه قوی تر بود. در هرحال، بوته ای که در آن اثری هنری و فکری می گدازد و قوام می یابد انباشته از ناخالصی های بی نام است؛ چنین اثری آمیزه ای است از وسواس ها، باورها، معماهای بچگانه، انواع و اقسام انحراف ها، خاطره های ناگفتنی، مطالعه های درهم و برهم، و شمار چشمگیری از حماقت ها و اوهام. تجزیه و تحلیل این کیمیاگری فایده ی چندانی ندارد.
از دید من، پل شاعرـ متفکرِ رخداد است، و همچنین کسی است که در کردار و گفتارش ویژگی های همیشگی چهره ای را به نمایش می گذارد که می توان آن را چهره ی فرد مبارز نامید. او پیوندی سراپا انسانی را عرضه می کند که من مجذوب تقدیر آنم؛ پیوندی میان ایده ی کلیِ نوعی گسست، یا زیر و رو شدن، و ایده ی نوعی کنش ـ تفکر که تجسم مادی وقوع این گسست در سوژه است.
اگر امروز سرِ آن دارم تا در صفحاتی معدود یکتاییِ این پیوند در پل را دوباره ردگیری کنم، دلیلش احتمالاً رواج جست وجوی گسترده برای کشف یک چهره ی مبارز جدید است ــ حتی اگر این جست وجو در هیئت نفی امکانِ وجود چنین چهره ای ظاهر گردد ــ که می باید جانشین آن مبارزی شود که در آغاز این قرن به دست لنین و بلشویک ها جا افتاد و می توان آن را چهره ی مبارز حزبی خواند.
هر زمان که گامی به جلو نهادن دستور کار روز باشد، آدمی می تواند از بسیاری چیزها، حتی از بزرگ ترین گام به پس، مدد گیرد. و از این روست که به دوباره فعال سازی پل می پردازم ــ من نخستین کسی نیستم که تن به مخاطره ی قیاسی می سپارد که از پل، لنینی می سازد که برایش مارکسی چندچهره حکم مسیح را می داشت.
روشن است که در این تحقیق قصد من نه تاریخی کردن موضوع است و نه شرح و تفسیر آن. کار من سراسر سوبژکتیو است. من خود را دقیقا به آن متن هایی از پل محدود کرده ام که محققان معاصر بر اصالت شان صحه گذاشته اند، و همچنین به رابطه ی موجود میان این متون و تفکر خودم. مایل ام به هر کسی که علاقه مند به مطالعه ی بیش تر درباره ی پل است، دست کم دو کتاب از میان انبوه متون مربوط به او توصیه کنم:
کتاب کم حجم و پرمایه ی استانیسلا برتون، پولس قدیس (پاریس، ۲۰۰۰). و کتاب گونتر بورن کام، پل، به ترجمه ی د. استاکر (مینیاپولیس، ۱۹۹۵). یکی کاتولیک، یکی پروتستان. باشد که آن دو با این ماتریالیستِ بی خدا تشکیل مثلثی دهند.

نظرات کاربران درباره کتاب بنیادکلی گرایی

کتاب فاقد متنه
در 2 سال پیش توسط had...i68