فیدیبو نماینده قانونی نشر افق و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شماس شامی

کتاب شماس شامی

نسخه الکترونیک کتاب شماس شامی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۴۶۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب شماس شامی

کتاب حاضر گزارش مفصلی است که به حوادث بعد از واقعه‌ی کربلا می‌پردازد. واقعه به سال شصت و یک هجری قمری اتفاق افتاده؛ نویسنده‌ی گزارش، محافظ یا نوکر مخصوص عالی‌جناب جالوت (در متن آمده شَماس)، نماینده‌ی وقت امپراتور روم بوده. مخاطب این گزارش فرستاده‌ی (احتمالاً بازرس) ویژه‌ی روم است که در همان زمان به شهر شام سفر کرده بوده تا جانشین جدید امپراتور روم را منسوب کند. آن‌چه باعث اهمیت این گزارش شده است، جسارت نویسنده در پرداختن به موضوع جا به جایی سفیران است. انگیزه‌ی نوشتن گزارش در نگاه اول شرح گم شدن نماینده‌ی روم جناب جالوت است، ولی تصویری که از حوادث بعد از واقعه‌ی کربلا و دربار شام در این گزارش ارائه شده در نوع خود خواندنی و بلکه بی‌نظیر است... سرباز پناهنده گفت: «تا حالا معامله کرده‌اید؟» سرورم گفت: «خب. بله.» ــ اگر وسط معامله بفهمید باخته‌اید، چه می‌کنید. ــ باخت را قبول می‌کنم. ــ حتی اگر تأثیر این باخت تا لحظه‌ی مرگ با شما باشد؟ پدر آگوست تینوس گفت: «چه‌طور فرزندم؟» ــ مالِ باختْ رفته، باز می‌گردد، اما باورِ فروخته شده هرگز باز نمی‌گردد. در این جنگ من باورم را به معامله گذاشته بودم در حالی‌که خودم نمی‌دانستم.» ــ کدام باور؟ ــ من فکر می‌کردم، همان‌طور که دیگر هم‌رزمانم فکر می‌کردند، شمشیر از پی حق می‌زدیم. ولی لحظه‌ای به خود آمدیم دیدیم شمشیر از پی جهل می‌زدیم. ــ ولی چند لحظه‌ی قبل گفتید به طمع رفته بودید. ــ شما نپرسید به طمع چی، من هم نگفتم. طمع که فقط سکه و زن نمی‌شود. بدترین طمع، مفت خریدن بهشت است.

ادامه...
  • ناشر نشر افق
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.84 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۵۹ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب شماس شامی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه ی مترجم عربی

سه سال پیش سفری داشتم به شهر حلب. قصدم خرید قطعه زمینی بود که در آن دوران بازنشستگی ام را سر کنم. خاطرات خوشی با همسرم در ایام جوانی از این شهر داشتیم. گفتم برای ایام پیری شهر مناسبی است. در اطراف شهر حلب روزها گشت و گذار داشتیم، در همان ایام با پیرمرد سمسار مسیحی آشنا شدم؛ اوایل با من به عنوان محققی که درصدد خرید قطعه زمینی هستم، سلام و علیکی می کرد؛ در همان دیدار اول، دو جلد تاریخ شهر حلب، یک قلمدان نقره ای، یک سورمه دان برای همسرم از او خریدم. به مرور زمان، وقتی که با شغلم و دلیل و علاقه ام نسبت به تاریخ شهر حلب آشنا شد، دوستی اش مستحکم تر شد. گفت کتابی دارد که بعید می داند نمونه اش را در دانشگاه بیروت یا جای دیگر دیده باشم. اقتضای کار ما این گونه است، تاریخ همیشه به دنبال ماست. البته بیش تر اوقات مردم نسبت به شهر و کشور خود غلو می کنند. گفتم این هم از همان گونه حرف هاست. به پاس ادب به پیرمرد اظهار تمایل کردم کتاب را در فرصتی مناسب می بینم. اقرار می کنم که از همان لحظه ی اول حدس می زدم که آمدن من به این منطقه نه برای خرید زمین، که دیدن این کتاب بوده است. از آن طرف، فروشنده ی زمین، وقتی علاقه ی من و همسرم را برای خرید زمین فهمید، دندان گردی از خودش نشان داد. در یکی از روزهایی که برای اتمام حجت با فروشنده ی زمین قرار گذاشته بودیم، که البته باز قرارمان به روز دیگری موکول شد، فرصت را مغتنم شمرده، رفتم به سراغ دوست سمسارم. درخواست کردم کتابی را که از آن حرف می زد به من نشان دهد. قبول کرد، اما به این شرط که کتاب را از مغازه خارج نکرده و در کنج همان مغازه مطالعه کنم. قبول کردم. چند ساعتی با کتاب کلنجار رفتم. کتاب به زبان لاتین نوشته شده بود. نام کتاب را اتفاقات بین النهرین گذاشته بودند. دیدن ورقه های زرد و کهنه ی کتاب؛ نشت جوهرهای گونه گون بر کاغذها، ترکیب جملات، رنگارنگی جوهرها که گاه در یک فصل از سیاهی به کبودی یا شنگرفی می زد، درشت نمایی های خاص که با حروف لاجوردی صورت گرفته بود از بهترین لحظات عمرم بود که در کنج آن مغازه سپری کردم. خستگی سفر با خواندن آن کتاب از تنم بیرون رفت.
با مطالعه ی بیش تر کتاب متوجه شدم که متن اصلی گزارش به زبان لاتین توسط شخصی به نام یولیوس (که در جای جای متن به آن اشاره می شود) تحریر شده بود. زمان دقیق تحریر متن معلوم نبود. حوادث بسیاری را نویسنده ی کتاب هم چون کشکولی زیبا گردآوری کرده بود، مانند چگونگی سقوط شهر شام در سال های چهل هجری، چگونگی وضع آب و هوا و مسائلی از این قبیل. اما حوادث مربوط به دربار بنی امیه و شهر شام که در سال شصت و یک هجری قمری مطابق با ۶۸۲ میلادی می گذشت از لون دیگری بود. این اولین باری بود که می دیدم حوادث بعد از واقعه ی کربلا توسط شخصی بی طرف در حال روایت است. متن، بسیار خواندنی بود. تردیدی ندارم که کاتبان بعدی در اصل متن، مطابق با سلیقه ی خود جزئیاتی بر متن اصلی افزوده اند؛ با رجوع به کتب تاریخی می توان متوجه شد که در اصلِ واقعهْ محلِ شک و تردید وجود ندارد. بلکه حواشی و اتفاقاتی که در پیرامون این واقعه رخ داده، به مرور زمان توسطِ مورخین به آن افزوده یا کاسته شده است، که البته محل شک و تردید دارد!
من متخصص تاریخ صدر اسلام نیستم، این مطلبی است که باید متخصصین درباره ی آن اظهار نظر کنند. لازم به گفتن نیست که در همان نگاه اول شیفته ی کتاب شدم. البته پیرمرد سمسار از من زرنگ تر بود. تمام راه های به دام انداختن مشتری اش را به خوبی می شناخت. از او امتناع و از من خواهش. سرانجام کتاب را به قیمت بسیار بالایی از او خریدم. به نحوی که دیگر پول قابل توجهی که بتوانم صرف خرید باغ و زمین بکنم، برایم نمانده بود (وقتی که فروشنده ی زمین فرستاد دنبالم، گفتم خریدم را کرده ام!). فردای آن روز، علی رغم میل باطنی ام راهی آپارتمان کهنه و فرسوده ام در شهر دمشق شدم. ترجمه ی کتاب کاری نداشت. باید کمی روی اصطلاحات آن کار می کردم و مواردی را که به آن شک و تردید داشتم با کتب تاریخی معتبری که در اختیار داشتم، تطبیق می دادم. در نهایت کمی روی زبان گزارش کار کردم تا اندکی به زبان معیار امروز نزدیک تر شود. کم تر از سه هفته بخش مربوط به شَماس(۱)، عالی جناب جالوت ترجمه شد. امیدوارم که از پس این مهم برآمده باشم.

مقدمه ی مترجم فارسی

از کتاب اتفاقات بین النهرین

این متن، گزارش مفصلی است که به حوادث بعد از واقعه ی کربلا می پردازد. واقعه به سال شصت و یک هجری قمری اتفاق افتاده؛ نویسنده ی گزارش، محافظ یا نوکر مخصوص عالی جناب جالوت (در متن آمده شَماس)، نماینده ی وقت امپراتور روم بوده. مخاطب این گزارش فرستاده ی (احتمالاً بازرس) ویژه ی روم است که در همان زمان به شهر شام سفر کرده بوده تا جانشین جدید امپراتور روم را منسوب کند. آن چه باعث اهمیت این گزارش شده است، جسارت نویسنده در پرداختن به موضوع جا به جایی سفیران است. انگیزه ی نوشتن گزارش در نگاه اول شرح گم شدن نماینده ی روم جناب جالوت است (نویسنده ی گزارش ـ نوکر جالوت ـ از فرط علاقه ارباب خود را همه جا سرورم خطاب کرده است.) ولی تصویری که از حوادث بعد از واقعه ی کربلا و دربار شام در این گزارش ارائه شده در نوع خود خواندنی و بلکه بی نظیر است. البته نباید زحمات نویسنده ی اولیه ی این اثر را نادیده گرفت که پس از سال ها این گزارش را پیدا کرده و در اختیار دیگران قرار داده است. مترجم که یک عرب زبان سوری است در جای جای اصل این گزارش توضیحات زیادی داده که من هر کجا لازم دیدم از آن استفاده کرده ام وگرنه توضیحات اضافه را حذف کرده ام تا خوانش متن روان و یک دست باشد. البته در صورت نیاز محققین به اصل گزارش (با توضیحات مترجم عربی آن) می توانند به کتابخانه ی تخصصی بین النهرین مراجعه کنند، اصل کتاب، موجود است.
بعد از مطالعه ی گزارش یولیوس، سوالاتی برای ما پیش می آید، از آن جمله می توان به این نکته اشاره کرد که: چگونه این گزارش سر از دربار شام در آورده است؟ مترجم عربی این گزارش هیچ گونه توضیحی در این باره به ما نداده است. حتی کسی که این گزارش را برای بار اول پیدا کرده از چگونگی آن به ما خبر نمی دهد. در حالی که انتظار می رود اصل این گزارش محرمانه باید در پایتخت دولت روم باشد.
در ضمن سوال دیگری که از فحوای نامه ـ گزارش پیش می آید، این است که، طبق سنت دیرینه باید این گونه گزارشات مکتوب که برملا کننده ی اسرار درون قصر و حکومت هاست، نابود شده و غیرقابل دسترس باشد. حالا چرا و چگونه این گزارش از پس سال ها سالم به دست ما رسیده، از اسرار این گزارش است. آیا این گزارش به دست دولت روم رسیده است؟ اگر رسیده چه تاثیری بر روابط دولت روم و بنی امیه داشته است؟ انتظار می رود بعد از این واقعه روابط بین دولت روم و بنی امیه رو به تیرگی بگذارد، ولی تاریخ در این جا سکوت اختیار کرده. البته محققین کتابخانه ی تخصصی بین النهرین حدس هایی می زنند ولی از همه با اهمیت تر بوی خیانتی است که در سر تا سر این گزارش به مشام می رسد. حال این که چه کسی یا کسانی با چه انگیزه هایی دست به خیانت زده اند مربوط به اصل گزارش است که پس از خواندن آن هر خواننده ی نکته سنجی به آن پی می برد.
لازم به توضیح نیست که تاکید کنم این گزارش برای اولین باری است که به زبان فارسی ترجمه می شود. فصل بندها، حذف برخی توضیح واضحات؛ همین طور خارج کردن گفت و گوها از متن اصلی؛ از مترجم فارسی است. به نظرم رسید چشمان خواننده ی ادبیات معاصر با این گونه متن ها مانوس تر است.



نظرات کاربران درباره کتاب شماس شامی

کتابی عالی که خواننده را با گوشه ای از وقایع بعد از عاشورا و حال و هوای شام آشنا می کنه .
در 4 ماه پیش توسط سید جواد
شاهکاره، داستان کتاب جوری ازت دلبری می کنه که تا آخر نمی تونی زمینش بگذاری، روایتی زیبا از کربلا از دید افرادی غیرمسلمان عاشقای اباعبدالله ، این کتاب حسابی از شما، دل می‌برد. اگر با دل روایتش را بخوانید، حرف های دلنشین و جدیدی برای گفتن دارد
در 1 سال پیش توسط سارا زمانی
من هنوز از خواندن این کتاب مبهوتم... حس غریبی داره این کتاب... حسی که می بَردت تا سال ۶۱ هجری... تا حالا از این دید عاشورا رو ندیده بودم... این کتاب فوق العاده و بی نهایت عالیه توصیه میکنم حتما بخونید
در 1 سال پیش توسط mah...man
امیدوارم فیدیبو نظرم رو پاک نکنه. حیف وقتم که سر این کتاب رفت. اصلا قابل مقایسه باکتاب های سید مهدی شجاعی یا نامیرا یا قدیس یا رمام هایی ازاین دست که علاوه بر متن داستانی جذابشان یک واقعه تاریخی از منابع تارخی بیان میکنند نیست. به نظم نویسنده سعی داشته بدون هیچ منبع تاریخی صرفا یک داستان رو با سوء استفاده از عاشورا و جذب مخاطب به خاطر همین موضوع بفروشه.
در 1 سال پیش توسط رضا ح/م
نویسنده نگاهِ جالبی به موضوع دارد.
در 1 سال پیش توسط bar...575
کتاب خوبیه.واقعه عاشورا و قیام امام حسین رو از دید یک رومی و مسیحی بازگو میکنه. من این کتاب رو بعد از خواندن نامیرا و فصل شیدایی خوندم. یا حق
در 1 سال پیش توسط پیام محافظت کار
خدا را شکر که این کتاب را خواندم
در 2 سال پیش توسط nod...n68
واقعا عالی و خوندنیه
در 3 سال پیش توسط moh...h91
کتاب خوبی بود اما نه به خوبی این کامنتایی که دوستان نوشتند
در 1 سال پیش توسط حامد افشاری
کتاب عالی هست و درباره وقایع بعداز عاشورا است پیشنهاد میکنم حتما بخونین.
در 3 ماه پیش توسط علی اکبر اژدری