Loading

چند لحظه ...
کتاب داستان‌های پس از مرگ

کتاب داستان‌های پس از مرگ

نسخه الکترونیک کتاب داستان‌های پس از مرگ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۹۶۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب داستان‌های پس از مرگ

سه داستانِ "اقیانوسِ پر از گوی‌های بولینگ"، "پسری که روز تولدش بود" و "پائولا" ابتدا قرار بود در دهه‌ی ۱۹۴۰ در نشریات مختلف آمریکایی منتشر شوند، اما جی. دی. سلینجر در آخرین لحظات اجازهِ انتشار آن‌ها را نداد. گمانه زمانی های در مورد زمان انتشار این داستان ها تا پس از مرگ سلینجر در سال ۲۰۱۰ نیز ادامه یافت و آنطور که از قرائن برمی‌آمد، تا دهه ها بعد از این هم امکان انتشارشان وجود نداشت. اما سرانجام در روز ۲۷ نوامبر ۲۰۱۳، نسخه‌ای از سه داستان بر روی اینترنت و در دسترس همگان قرار گرفت. اولین داستان حکایت برادران هولدن کالفیلد، قهرمان ناتور دشت است؛ دومی، داستانی ساده اما کماکان «سلینجری» و سومی، همچون طرحی از داستان بلندتری که احتمالا هرگز نوشته نشد: «اولین و آخرین داستان ترسناک جی. دی سلینجر.» او آن شب ساعت هشت و ده دقیقه مُرد. شاید ثبت همه ی اینها او را از اینجا بیرون ببرد. او با هولدن رفت ایتالیا، و با من آمد فرانسه و بلژیک و لوکزامبورگ و قسمتی از آلمان. من طاقتش را ندارم. او این روزها نباید بماند.

ادامه...

مشخصات کتاب داستان‌های پس از مرگ

  • ناشر نشر چشمه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.73 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۷ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب داستان‌های پس از مرگ

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره

این کتاب را نخرید. بروید یک کتاب فروشی بزرگ، همین شهر کتاب مرکزی مثلن، پیدایش کنید و یک گوشه بنشینید و داستان اولش را بخوانید. «اقیانوس پر از گوی های بولینگ». بعد گیج و منگ تلو تلو بخورید توی خیابانها. حالتان که بهتر شد بروید سر وقت زندگی هایتان. بعد دوباره، چند روز بعد، برگردید به کتابفروشی. دوباره بخوانیدش. «اقیانوس پر از گوی های بولینگ». بعد دوباره. دوباره.آن دو تا داستان دیگر را نخواندید هم نخواندید. بیایید من خودم برایتان تعریفش میکنم.
در ۵ سال پیش توسط ... ( | )
عالی
در ۲ سال پیش توسط Ham...man ( | )
مجموعه ای از سه داستان منتشر نشده ی سلینجر فقید.داستان اول، یا همون اقیانوس پر از گوی های بولینگ، به نظرم پخته تر از اون بود که دستنویس های نخستین یه نویسنده باشه. غم سنگینی داشت و حتا وقتایی که وینسنت ( برادر بزرگتر هولدن کالفیلد، قهرمان ناتور دشت) میگفت چقدر خوشحاله، نمیتونستم باورش کنم.البته، وقتی به آخر داستان رسیدم و فهمیدم این روایت، درواقع یادآوری یکی از تلخ ترین خاطرات کالفیلد هاست، همه ی این غم ها برام باورپذیر اما بسیار تلخ تر شد.داستان دوم و سوم اما واقعن خام هستن و اونقدرا فاصله ی زیادی با نوشته های خودم ندارن. :دیپایان بندی ها اصلا محکم نیست و کلا ساختمان های محکمی ندارن.البته درباره ی داستان سوم این تا حدی به خاطر کامل نبودن داستانه چون مشخصه که چند پاراگراف پایانی حالت ایده و طرح داره، نه نوشته ی پرداخت شده.اما، دو پیشنهاد دارم.اول، این کتاب رو به خاطر داستان اولش هم که شده بخرید.دوم، بسیار پیشنهاد می کنم بعد از خوندن داستان اول، دوباره سری به ناتور دشت بزنید. تجربه کاملن جدیدی براتون خواهد بود...پ.ن) دیشب بعد از تموم شدن کتاب، نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و سری به ناتور دشت نزنم و جاهایی که درباره ی برادراش نوشته رو دوباره نخونم.بهم اعتماد کنید. تجربه بسیار خاصی خواهد بود!
در ۴ سال پیش توسط ... ( | )
چقد من از این داستان پائولا ترسیدم. نمی دونم اگه مترجم اشاره نمی کرد تم داستان ترسناکه بازم اینجوری می شدم یا نه؟و پسری که روز تولدش بود رو هم دوست داشتم. احساس کردم در حد شعورم بود و فهمیدمش. با اینکه همه ی نقدایی که خوندم گفته بودن داستان ساده ایی بود که جای کار بیشتر داشت. ولی من دوسش داشتم و حسشو گرفتم.و در مورد اقیانوسی پر از گوی های بولینگ هم نمی خوام چیزی بگم. می خوام تو وجودم جذب شه. فعلا نمی خوام چیزیش نشت کنه بیرون.
در ۵ سال پیش توسط ... ( | )
چهار ستاره به خاطر داستان اوّل، به خاطر معصومیت تحمّل‌ناپذیر کنت و بیش‌تر از همه به خاطر آن سه-چهار خط توصیه‌اش به وینست:«... ولی اگه تو می‌تونی این چیزها رو از خودت دربیاری، چرا یه چیزی از خودت درنمی‌آری که خوب باشه، می‌دونی؟ منظورم اینه که کاش یه چیزی از خودت درمی‌آوردی که خوب باشه. چیزهای خوب هم اتّفاق می‌افتن. تو می‌تونی را جع به چیزهای خوب بنویسی، منظورم آدم‌های خوب و این جور چیزهاس. ای بابا، وینست!»سه-چهار خطی که انگار مخاطب اصلی‌اش خود سلینجر بوده است. او باید این حرف‌ها را از کنت می‌شنیده. و شنیده که اگر نشنیده بود، تهِ تهِ قصّه‌هاش این معصومیت و این «خوب»ی عمیقِ به ظرافت در قالب کلمات گنجیده موج نمی‌زد...همیشه راضی بودم ازش به خاطر این که در قصّه‌هاش بی«طرف» نیست. نظاره‌گری خنثی نیست که فقط آن‌چه می‌بیند را برای من و تو تعریف کند. آن‌طور که مثلاً کارور یا یودیت هرمان این کار را می‌کنند. و امروز از همیشه راضی‌ترم. به خاطر پرده‌برداری از کنت -یا آن‌طور که پیش‌تر‌ها باهاش آشنا شده بودیم: الی- با آن حجم از خوبی که هرگز تصویر کردنش از آدم‌های بی‌طرفی مثل کارور برنمی‌آید.من هم طرفِ هولدن و کنت‌ام.
در ۵ سال پیش توسط ... ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ۶
  • ۷
  • بعدی ›
  • آخرین ››