ورزش عرصه فعالیتهای الگومند، ساختارهای اجتماعی و روابط میان نهادی است که فرصت منحصربهفردی برای مطالعه و فهم پیچیدگیهای حیات اجتماعی فراهم میآورد. ورزش فعالیتی است که درجهای از اشتغال اولیه یا ثانویهای را دربردارد که دیگر شرایط نهادی قادر به پیشی گرفتن از آن نیستند. ورزش چنان فرصتی برای تحقیق در مورد اشکال بسیار شفاف ساختار اجتماعی فراهم میآورد که در دیگر نظامها یا موقعیتها نمیتوان یافت. به عبارت دیگر، مثال تحقیق میدانی در ورزش، امکان تضاد ساختیافته و رقابت را در شرایط کنترل شده فراهم میآورد؛ چیزی که به سختی میتوان در دیگر ابعاد حیات اجتماعی یافت. پویایی گروهی، نیل به هدف از طریق سازمانهای اجتماعی، خرده فرهنگ، فرآیندهای رفتاری، پیوستگی اجتماعی، نابرابری ساختیافته، جامعهپذیری و شبکههای سازمانی، فقط تعداد معدودی از موضوعات جامعهشناختی هستند که میتوان در محیطهای ورزشی آنها را مطالعه کرد. پیشفرض چنین نگرشی این است که ساختار یا اشکال رفتار و تعامل موجود در محیطهای ورزشی شبیه رفتار موجود در سایر زمینههای اجتماعی هستند. به عبارت دیگر، ورزش همانند دیگر نهادها، جهان کوچکی از جامعه است. در عین حال که ورزش، محصول واقعیت اجتماعی است، منحصربهفرد نیز هست. هیچیک از دیگر نهادها، البته شاید به استثنای دین، دارای آن رمز، احساس غم توأم با شادی، تثبیت فرهنگ انگاره رمانتیک که ورزش آنها را داراست، نمیباشند. هیچ فعالیت دیگری این چنین تناقضآمیز، امر جدی را با امر غیر جدی، تفریح و نشاط را با شدت و قوت، و امر ایدیولوژیکی را با امر ساختاری، ترکیب نمیکند.