شرایط اقتصادی و صنعتی حاکم بر یک کشور، معرف صنایع کوچک و متوسط آن کشور است. با توجه به موقعیت تحریمی و کنونی کشور و فقدان انگیزه کافی برای سرمایهگذاری برای ایجاد صنایع بزرگ توسط بخش خصوصی از یکسو، و طرحهای کاهش تصدی دولت در امور اقتصادی از سوی دیگر، به نظر میرسد که کمک به ادامه حیات واحدهای تولیدی کوچک و متوسط موجود و ایجاد شرایط مناسب برای راه اندازی واحدهای جدید توسط کارآفرینان بالقوه، از جمله راههای مؤثر برای تحرک بخشیدن به فعالیتهای مولد، تأمین بخشی از نیازهای جامعه، حضور بیشتر در بازارهای جهانی و کاهش مشکلات ناشی از نرخ بیکاری در کشور میباشد. با وجود مزیتهای فوق و علیرغم کمک دولت به این صنایع، واحدهای تولیدی کوچک و متوسط در ایفای نقش مورد انتظار در اقتصاد کشور، رقابت با صنایع مشابه در خارج و صنایع بزرگ داخل و نیز کسب مزیت رقابتی که لازمه حضور جدی در بازارهای جهانی است با مشکل مواجه هستند. در کشور ما علیرغم حضور بسیار زیاد صنایع کوچک و متوسط در ساختار صنعتی (حدود ۹۵درصد)، این واحدها با مشکلاتی رو به رو هستند و بنگاه های کوچک ایران قادر نبودهاند دارای مزیت نسبی نسبت به بنگاههای بزرگ در توسعه صنعتی و اقتصادی کشور باشند. همچنین قدرت بازاریابی این بنگاهها برای فروش محصولات خود به علت عدم اطلاع کافی از نیازهای بازار در اقصی نقاط کشور و همچنین بازارهای خارج از کشور به نسبت ضعیف بوده، و لذا این بنگاهها با مشکل کمبود تقاضا برای محصولات خود مواجه شده و این امر در کاهش فروش و سود آنها مؤثر میباشد.
در این راستا دولتها میتوانند نقش کلیدی را در ترغیب فعالیتهای تجارت خارجی بنگاه های داخلی ایفا نمایند. بررسی محیطهای کسب و کار به ویژه واحدهای صنعتی و تولیدی نشان میدهد بنا به دلایل مختلف از جمله مشکلات فروش و بازاریابی، تامین مالی و پارامترهای مدیریتی و مشکلات ناشی از تحریم، بخشی از واحدهای تولیدی و بنگاههای اقتصادی کشور دچار رکود و تعطیلی گشتهاند. این امر آثار منفی در کلیت اقتصاد و به ویژه نرخ تولیدات صنعتی کشور داشته و به طور سلسهوار مباحث اشتغال و از بین رفتن سرمایههای مادی و زیرساختهای ایجاد شده را نیز به همراه داشته است. برخی از مسئولان مربوطه گفتهاند ۷۰ درصد واحدهای صنعتی با کمتر از ۳۰ درصد ظرفیت کار میکنند.
حال سوال اینجاست چه باید کرد و چگونه میتوان این سرمایههای راکد و یا با تولید حداقلی را به چرخه تولید و یا تکمیل ظرفیت برگرداند؟
سازمانها در برابر تغییرات محیطی با چالشهای جدی روبرو هستند، تغییراتی که از منابع مختلف سرچشمه میگیرند، از قبیل نوآوریهای تکنولوژیک، تغییر قوانین یا تحولات بازار. رهبران سازمانها باید همواره آمادگی لازم برای هماهنگی با یک محیط نامطمئن و به سرعت در حال تغییر را داشته باشند. با این نگاه، سازمانها برای تضمین بقای طولانی مدت و موفقیتهای اقتصادی باید به طور مداوم خود را با محیطی که در آن فعالیت مینمایند، وفق دهند. در این کتاب به دنبال بررسی بخشی از عوامل مهم و تاثیر گذار در خروج از رکود و نوسازی فعالیتها هستیم تا با تلفیق چند بعدی موضوعات بتوان رهیافتهای راهبردی و اثرگذاری را برای این مهم بیابیم.