این کتاب، حیرتزدگیِ چهار مدیر پرمشغله را بیان میکند که هریک متعلق به بافتهای مختلفی بوده و دیدگاههای کاملاً متفاوتی داشتند، اما در درک روایت بعنوان یک دریچۀ فوقالعاده ارزشمند برای فهم سازمانها و مدیریت آنها در قرن بیست و یکم، به توافق رسیده بودند. این گفتگو منعکسکننده یک مذاکره و همینطور تحرکات ایجاد شده از طریق آن است که با حمایت موزه ملی ایالاتمتحده آمریکادر آوریل ۲۰۰۱ برگزار شد.
این چهار نویسنده بسیار با یکدیگر فرق دارند:
لری پروساک دارای سابقه تاریخنگاری بوده و بعنوان محقق و مدیر اجرایی در شرکت عظیم کامپیوتری IBM مشغول به کار بود.
جان سیلی براون دانشمندی با سابقه ریاضیات و علوم رایانه است و تا سال ۲۰۰۲ دانشمند ارشد شرکت زیراکس بود.
کاتالینا گرو در رشتههای مالی و اقتصادی تحصیل کرده و اکنون برای شرکت خود فیلم های آموزشی تولید و پخش میکند.
من نیز در رشته وکالت تحصیل کرده و مدیر بخش علوم در بانک جهانی بودم.
اگرچه سفرهای ما از نقاط مختلفی آغاز شد، اما هر چهار سفر مستقل در مکان مشترکی به پایان رسید. هیچکداممان با توجه به سابقه و گرایش خود انتظار نداشتیم که درگیر داستانپردازی و روایتگری بشویم، اما همگی در شرایط خود، متوجه اهمیت شگفتانگیز و فراگیر آن شده بودیم و از اینکه فهمیده بودیم روایتگری میتواند بعنوان یک مزیت عملی بکارگرفته شود، هیجان داشتیم.
همگی در محیطهایی کار میکردیم که در آن داستانگویی تا حد زیادی به عنوان فعالیتی بیهوده و کماهمیت قلمداد میشد، به عبارت دیگر، نوعی سرگرمی به شمار میآمد که کودکان و جوامع بدوی به آن میپردازند. اکنون هریک ما متقاعد شدهایم که داستان و روایتگری نقشی عظیم در سازمانهای دولتی و خصوصی و اقتصاد نوین (جنبههای واقعی زندگی در قرن بیست و یکم) ایفا میکند. در واقع، ما شاهد بودیم که روایتگری به هرآنچه عملاً در مورد انسان مهم است، ارتباط پیدا میکند. همچنین متقاعد شدیم که نقش روایتگری در آینده بسیار آشکارتر از آنست که ما در همین چند سال اخیر انتظار داشتیم. در ادامه، این کتاب مسیرهایی را شرح میدهد که هریک از ما برای کشف اهمیت روایتگری و مدیریت در سازمانها دنبال میکردیم.