کتاب «افسانههای خوشبختی» در قالب دورهای از خودیاری پیرامون مفهوم خوشبختی و فراخوانی برای توجه به پیچ و خمهای زندگی با ذهنی بازتر، مجموعهای از آموزههای کاربردی را با خواننده به اشتراک میگذارد. اینها اثبات خواهند کرد که انسان سازگارپذیرتر از آنست که تصویر میشود.
در اینجا مخاطبان طوری توانمند میشوند تا نگاهی فراتر از نخستین واکنش خود به هر موقعیت داشته باشند و با شواهد علمی آشنا شوند که نشان میدهد اغلب همین ذهنیت، و نه شرایط اطراف، است که اهمیت پیدا میکند.
سونیا لیوبومیرسکی درباره این موضوع کندوکار میکند که «بایدهای» خوشبختی چگونه نه تنها بهزیستی را تهدید میکنند، بلکه رویارویی افراد با واقعیتهای گهگاه دشوار ناشی از دوران بزرگسالی را سختتر میکند.
او کتاب را به سه بخش تقسیم کرده تا به وضعیتهای یا شرایطی رسیدگی کند که در آن افراد بالغ به احتمال بیشتری با موانع روبرو میشوند؛ از جمله روابط اجتماعی، کار و شغل، سنین میانسالی تا سالخوردگی.
وقتی انسان به خواستهاش نمیرسد، اندیشههای پس از آن خوشبختی را خواهد ساخت، واکنش در برابر بحران همراه با ترس و تنشی که ایجاد میشود. حتی زمانیکه به خواستۀ خود برای تحقق خوشبختی برسد، باز هم اغلب ناخشنودی عمیقی را تجربه میکند که همین در نهایت به آشفتگی ذهنی منتهی خواهد شد.