به دنیا آمدن در یک روستای کوچک دور از امکانات، آن هم در یک خانوادۀ بی بضاعت و بعد رسیدن به مدارج بالای علمی و اجتماعی، گذشتن از مسیری سخت و طاقت فرسا را می طلبد. آن هم وقتی تنها و بی یاور باشی و کسی جز خدا یار و یاورت نباشد. اما روحیۀ پویا، پرجنب و جوش، ناآرام و سرسخت شیخ محمدعلی، طی کردن این مسیر را برایش هموار کرده بود. دوران نوجوانی و جوانی محمدعلی مصادف شده بود با اتفاق بزرگ و تاریخی انقلاب و او کسی نبود که بی تفاوت از کنار این اتفاق بگذرد. روحیۀ جسور و ظلم ستیزش هرگز نگذاشت آرام بنشیند و همین بود که بارها و بارها توسط مأموران ساواک دستگیر و شکنجه شد؛ ولی از مقاومت دست برنداشت. بعد از انقلاب هم رسالتش را به شیوه ای دیگر ادامه داد. گواه آن خدماتی است که در دوران مسئولیت هایش به قشر مستضعف جامعه رسانده و آثاری است که خلق کرده.