فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آینده‌ی قدرت

کتاب آینده‌ی قدرت

نسخه الکترونیک کتاب آینده‌ی قدرت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب آینده‌ی قدرت

امروز الگوی تقسیم قدرت در جهان بی‌شباهت به یک بازی پیچیده شطرنج سه بعدی نیست. درصدر صفحه شطرنج، قدرت نظامی تا حد زیاد تک بعدی است و امریکا، احتمالاً تا زمانی، همچنان جایگاه برتر خود را در آن حفظ خواهد کرد. قدرت اقتصادی در میانه صفحه طی بیش از یک دهه چندقطبی بوده و درحالی‌که امریکا، اروپا، ژاپن و چین بازیگران اصلی آن بوده‌اند، دیگرانی نیز شأن و منزلتی در این عرصه یافته‌اند. اقتصاد اروپا اینک فربه‌تر از امریکا است. ذیل صفحه، فراسوی مرزهای اقتدار دولت‌ها، عرصه مناسبات فراملی است و میدانی برای بازیگرانی غیر از دولت‌ها ــ از بانکدارانی با توان جابه‌جایی الکترونیکی مبالغی حجیم‌تر از بودجه‌های ملی کشورها، تا تروریست‌هایی دست‌اندرکار جابه‌جایی تسلیحات، یا هکرهایی مخلّ امنیت اینترنت. این صفحه درعین‌حال میدان چالش‌های فراملی نوین از قبیل تغییرات آب‌وهوایی و شیوع امراض عالمگیر نیز هست. قدرت در چنین میدانی به‌شدت پراکنده است و در آن سخن گفتن از تک‌قطبی‌گری، چندقطبی‌گری، استیلاجویی، یا کلیشه‌هایی دستاویز رهبران و نظریه‌پردازان سیاسی، بی‌معنا خواهد بود.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.87 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آینده‌ی قدرت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیش گفتار

رئیس جمهور باراک اوباما(۱) در نطق افتتاحیه خود در سال ۲۰۰۹، می گوید: «رشد و تعالی قدرت ما بسته به کاربرد سنجیده آن است؛ سرچشمه امنیت ما حقانیت آرمان ما است، تاثیر و قوّت الگوی ما، و نیز خلقیات فروتنی و خویشتن داری ما.» هیلری کلینتون(۲)، وزیر امور خارجه امریکا نیز در این باره گفته بود: «امریکا به تنهایی قادر به حل مسائل مهم و عاجل جهانی نیست. جهان نیز نمی تواند بدون امریکا چنین مسائلی را حل کند. ما باید گستره کامل اهرم های در اختیارمان را ــ آنچه را که ’قدرت هوشمند‘(۳) نامیده شده ــ به کار بگیریم.»(۱)(۴) پیش از آن نیز، در سال ۲۰۰۷، رابرت گیتس(۵)، وزیر دفاع امریکا از دولت این کشور خواسته بود تا پول و همت بیش تری را صرف اهرم های قدرت نرم(۶)، ازجمله دیپلماسی، کمک های اقتصادی و ارتباطات، سازد. به باور وی توان نظامی صرف قادر به دفاع از منافع جهانی امریکا نخواهد بود.
گیتس، ضمن مقایسه هزینه نظامی نیم تریلیون دلاری امریکا در سال، با بودجه سالانه ۳۶ میلیارد دلاری وزارت امور خارجه در آن زمان، افزوده بود: «قصد من در این جا تاکید بر ضرورت ارتقای ظرفیت هایمان در بهره گیری از قدرت نرم و ترکیب بهینه آن با قدرت سخت(۷) است.»( ۲ ) این گفته به چه معنا است؟ عملکرد قدرت چگونه است و چه نقشی در تحولات قرن بیست ویکم دارد؟
لازمه پاسخ به این پرسش، فهمی فراسوی عرف غالب بر مقولات رایج است. مایلم به دو مثال در این باره بپردازم، که یکی خاص است و آن دیگر عام.
فرانسه، در میانه سال های ۱۹۷۰، با فروش تاسیساتی خاص باز فرآوری هسته ای به پاکستان، با توان استحصال پلوتونیوم ــ عنصری با کاربرد دوگانه در مقاصد نظامی و غیرنظامی ــ موافقت کرد. حکومت فورد(۸)، نگران اشاعه تسلیحات هسته ای، با پیشنهاد فروش هواپیماهای پیشرفته به پاکستانی ها، تلاش کرد به نحوی مانع احداث این تاسیسات شود. پاکستان این پیشنهاد را نپذیرفت. هم فورد و هم کارتر کوشیدند تا فرانسه را از فروش این تجهیزات منصرف سازند. فرانسه اما با دستاویز قانونی بودن این معامله و تاکید بر اهداف غیرنظامی آن، به همه این درخواست ها جواب رد داد. تا ژوئن ۱۹۷۷ کلیه تلاش ها بی حاصل مانده بود. من، که آن زمان مسئولیت برنامه منع اشاعه سلاح های هسته ای در حکومت جیمی کارتر را برعهده داشتم، مامور شدم تا شواهدی تازه دال بر قصد پاکستان برای تولید سلاح هسته ای را به آگاهی فرانسوی ها برسانم. در این ماموریت، مقام مسئول فرانسوی، درحالی که چشم درچشم من دوخته بود، تصریح کرد که اگر چنین اطلاعاتی درست باشد، کشورش راه های جلوگیری از تکمیل این تاسیسات را بررسی خواهد کرد. او در نهایت به قول خود عمل کرد و عملیات احداث تاسیسات به فرجام نرسید. امریکا ــ بی هیچ تهدید و تطمیعی ــ چگونه به این هدف مهم دست یافت؟ کسی در این میان چوب تهدید بالا نبرده، سرکیسه ای شل نکرده و در باغ سبزی نشان نداده بود. تغییر رفتار فرانسه تبلوری از فرایند ترغیب و اعتمادسازی بود که من در آن جا شاهد آن بودم. چنین فرایندی به سختی با الگوی رایج در غالب مقالات یا کتب تازه در حوزه سیاست خارجی همخوان است. این الگوها ترغیب را، به عنوان فراگردی ذهنی و عاطفی، اصولاً وجهی از قدرت قلمداد نمی کنند. ( ۳ )
در همین اواخر، در ماه اوت ۲۰۰۸، چین و روسیه تعارضاتی آشکار در شیوه اعمال قدرت را به نمایش گذاردند. دومینیک موآسی(۹)، تحلیل گر فرانسوی، در آن زمان در این باره نوشت: «درحالی که چین می کوشد جهان را با شمار مدال های المپیک خود اغوا کند و بر آن اثر گذارد، روسیه با نمایش فرادستی نظامی خود، در پی اثرگذاری بر جهان است ــ قدرت نرم چین در برابر قدرت سخت روسیه.» برخی تحلیل گران نیز به این نتیجه رسیدند که اشغال گرجستان توسط روسیه نشانه «نابه جایی» جایگاه قدرت نرم و شان برتر قدرت سخت نظامی است. ( ۴ ) پیچیدگی ماجرا اما در بلندمدت برای هر دو کشور آشکار شد.
تمسک روسیه به قدرت سخت به مشروعیت این کشور آسیب زد و موجب ترس و بی اعتمادی بیش تر نقاط جهان نسبت به آن شد. نگرانی اروپا اما بیش تر بود و نتیجه آنی آن زوال مقاومت لهستان در برابر استقرار سامانه موشک های ضد بالستیک امریکا! درنتیجه زمانی که روسیه برای پیشبرد سیاست خود در گرجستان از سایر اعضای سازمان همکاری شانگهای(۱۰) درخواست کمک کرد چین و دیگر کشورها روی خوش به این کشور نشان ندادند. بنا به نتیجه گیری یکی از تحلیل ها، سالی بعد از ماجرا، درخواست روسیه از همسایگان چندان با مذاق آنان سازگار نبود. جمع بندی الکسی ماخین(۱۱)، تحلیل گری روسی، از مسئله نیز این گونه بود: «در شرایط مطلوب، این کشور می توانست الگویی به لحاظ سیاسی و اقتصادی جذاب برای همسایگان باشد. شرایطی که در آن نسل های جوان به میل و علاقه شخصی زبان روسی می آموختند، و نیز اتحادهای پساـ شوروی به باشگاه هایی مبدل می شدند که همسایگان برای ورود به آن صف می کشیدند. عشقی که با پول خریداری شود دوامی نخواهد داشت. این عشق سوداگرانه است و نه چندان گرمابخش و اعتمادساز.»( ۵ )
چین اما ماه اوت را با اعمال قدرت نرمی به پایان برد که برگزاری موفق بازی های المپیک چاشنی آن شد. در اکتبر ۲۰۰۷ هو جین تائو(۱۲) از قصد چین برای ارتقای قدرت نرم خود سخن گفت و از بازی های المپیک به عنوان بخش مهمی از این راهبرد یاد کرد. این کشور با راه اندازی چندصد موسسه کنفوسیوس، با هدف ترویج فرهنگ چینی در سرتاسر جهان، پخش گسترده تر برنامه های رادیو تلویزیونی، جذب دانشجویان خارجی و بهره گیری از دیپلماسی نرم تر نسبت به همسایگان در آسیای جنوب شرقی، سرمایه گذاری های عمده ای در حوزه قدرت نرم خود کرد. نظرسنجی ها گویای ارتقای وجهه بین المللی این کشور بودند. چین با تلفیق پویایی قدرت سخت و خوانشی گیرا از قدرت نرم، چشم به قدرت هوشمند دوخته، در پی القای مفهوم «خیز آرام»(۱۳) خود بود و بالمآل جویای موازنه ای با قدرت رقیب.



نظرات کاربران درباره کتاب آینده‌ی قدرت

بسیار ممنونم.. اگر حجم کتب تخصصی رو بیشتر کنید، مخاطب خاص دائمی خواهید داشت.
در 8 ماه پیش توسط hn....397