این کتاب بر این باور است که مغز چیزی شبیه به آشیانهی پرندهای است که من حین پیادهروی دیدم و مثلاً یک حلقه را از اینجا و شاخهای را از جای دیگری برمیدارد و چیزی را با استفاده از هر آنچه در دسترس است، میسازد. برای انسان قابل توجهترین این بخشها، شامل احساسات و حرکات بدنمان، فضاهای فیزیکی که در آنها یاد میگیریم و کار میکنیم و ذهنهای دیگری؛ یعنی ذهنهای همکلاسیها، همکاران، اساتید، ناظران و دوستان ما که ما با آنها تعامل میکنیم، میشود. بعضیوقتها مانند همان اتفاقی که برای تیم بسیار باهوش «آموس تورسکیو» «دانیل کارنمان» رخ داد، این سه عامل خیلی به موقع و به شکل درخوری کنار هم قرار میگیرند.