کوه شما مانعی بین شما و زندگی که میخواهید داشته باشید است. روبهرو شدن آن نیز تنها مسیر برای به دست آوردن آزادی و آزاد شدن است. شما به این دلیل اینجا هستید که چیزی زخمتان را و این زخم مسیرتان را و مسیر شما سرنوشتتان را به شما نشان داده است.
وقتی به نقطهی فرو ریختن یعنی پای کوه، اوج آتش و شبی میرسید که نهایتاً شما را بیدار میکند، درواقع در معرض فرو ریختن هستید، و اگر بخواهید این کار را انجام دهید، متوجه خواهید شد که انجام این کار در ورود به تحولی است که در تمامی زندگی خود منتظر آن بودهاید.
خود قبلی شما دیگر نمیتواند زندگیای را که سعی در به وجود آوردن و رهبری آن دارید تحمل کند. حالا زمان بازسازی و تولد دوباره است.
شما باید خود قدیمیتان را در آتش بینش خود رها کنید، و آمادهی فکر کردن به شیوهای باشید که قبلاً حتی آن را امتحان نیز نکردهاید. شما باید برای خود قبلیتان سوگواری کنید، خودی که شما را تا به اینجا رسانده است، اما دیگر نمیتواند شما را از این جلوتر ببرد. باید آیندهی خود را تصور کنید و با خود در آینده یکی شوید، خود و کسی که قهرمان زندگی شما است و میخواهد از این پس شما را راهنمایی کند و به پیش ببرد. کاری که مقابل شما است و باید آن را بسیار ساده، بدون هیاهو و بسیار با شکوه انجام دهید. وقتی این کار را شروع کردید نباید وسوسه شوید. حال باید هشیار بودن، انعطافپذیری و فهمیدن خود را بیاموزید. شما باید کاملاً تغییر کنید و دیگر مثل قبل نباشید.