به کتاب کار شادی خوش آمدید. این کتاب با این هدف طراحی شده که به شما کمک کند خوشحالی بیشتری در زندگی روزمرهی خود تجربه کنید. این کتاب به شما کمک میکند شیوههای تازهی فکری و روشهای جدیدی را ادغام کنید و قدر تمام لحظهها را بدانید و به این ترتیب باعث سلامت ذهنی و حال خوب شما میشود. شما با استفاده از این کتاب، امکانات بیشتری برای یافتن خوشحالی و در آغوش گرفتن لذت خواهید داشت.
من همیشه سعی کردهام در زندگیام مثبتاندیش و مثبتنگر باشم، اما زمانی بهطور فعال در زندگیام شروع به توجه کردن به خوشحالی و جستوجوی آن کردم که مادر شدم. من در فرایند بزرگ کردن فرزندانم و وقت گذراندن با آنها، شاهد این بودم که فرزندانم به همه چیز جهان با تعجب مینگرند.
ارتباط ذاتی آنها با محیطشان و احساساتی که داشتند، الهامبخش من برای پذیرش فلسفهای تازه شد. فلسفهای که بر اساس آن من به تمام احساسات خودم خوشامد میگفتم، با لحظاتی که در آن ناآرام بودم، مواجه میشدم و با گرمی از خوشحالیای که وارد زندگیام میشد، استقبال میکردم. من با این روش و نگرش تازه لذت بیشتری از اتفاقات کوچک میبردم و با هر اتفاقی که در زندگیام رخ میداد، احساس خوشحالیام بیشتر میشد.
مخصوصاً به عنوان یک مادر، تحت تأثیر این مسأله قرار گرفتم که فرزندانم با چه سرعتی میتوانستند از احساسات متنوع خود عبور کنند و در عین حال، در لحظه نیز حضور داشته باشند. آنها ممکن بود درد، عصبانیت و ناراحتی را تجربه کنند و بعد بلافاصله لذت، خودداری و آرامش به سراغشان بیاید.
آنها به جای رد کردن و نادیده گرفتن احساس عدم آرامش، آنچه باعث ناآرامیشان میشد را تجربه میکردند و معمولاً با تغییر تمرکزشان و رفتن به سراغ چیزی تازه یا انجام فعالیتهایی که از آن لذت میبردند، از آن احساس عبور میکردند و در لحظه نیز حضور داشتند. هرچه بیشتر به فرزندانم که در لحظه همراه احساسات خود حضور داشتند، آنها را میپذیرفتند و درنتیجه فراتر از آن میرفتند، نگاه میکردم، خودم نیز از آنها بیشتر تأثیر میپذیرفتم که همین کار را انجام دهم.
من هر روز با پذیرش لحظات کوچک، خودم را در همان موقعیت قرار میدادم و همین تغییر به من اجازه داد از عوامل استرسزای روزانه دوری کنم و بیشتر روی لحظات لذتبخش خود تمرکز کنم.
در حقیقت، نقش من به عنوان مادر، چیزهای زیادی به من آموخت که با کار حرفهای من به عنوان یک روانشناس بالینی همپوشانی داشت. من در کار خودم به اشخاص بسیاری که احساس میکنند رسیدن به خوشحالی یا حفظ آن برایشان سخت است کمک میکنم. بعضی وقتها کسانی که به من مراجعه میکنند با احساساتی از قبیل کمبود عزتنفس، اضطراب، تنهایی، ناامیدی، افسردگی، بیانگیزگی و افکار منفی پیرامون خود روبهرو هستند. بسیاری از مراجعین من میخواهند خود را از این احساسات رها کنند، پس به جای اینکه نگرانیها و ناراحتیهای خود را حس کنند، با آنها درگیر میشوند و سعی میکنند آنها را نپذیرند.