رانندهام راننده یک اتوبوس دارم با بوق و دنده صندوق چوبی اتوبوس منه قان و قان و قان صبح تا غروب روشنه مسافرم موشه که میره بازار آقای خرگوش که میره سرکار... -از متن کتاب-