وقتی کتاب «لنگر انداخته» را خواندم، متوجه شدم که «دبورا دانا» با ارائهی یک استعارهی قدرتمند برای نشان دادن چگونگی متعادلسازی منابع، از سوی سیستم عصبی، برای ارائهی بستری جهت انجام رفتارهای اجتماعی و به دست آوردن مزایای هم متعادلسازی، کمک بسیار مهمی به ما کرده است. دب در این کتاب هدایایی از جنس عقل و دید درونی به ما میدهد و ساختارهای پیچیدهی عصبشناسی جسمی را که در تئوری «پلیواگال» نهفته است، به زبانی قابل دسترس ترجمه میکند. او با مرتبط کردن کلمات به تصاویر و تصاویر به احساسات بدنی، این هدایا را فراتر از مهارتهای زبانشناسی میبرد و به طور مؤثری ما را نسبت به احساسات بدنمان آگاه میکند. دب از طریق این استراتژی، به خوانندهی کتاب یاد میدهد که بتواند بسیار امن، به بدن خود بازگردد.
اگر بخواهیم از دید تئوری پلیواگال به این کتاب نگاه کنیم، باید بگوییم که دب، عالی و هنرمندانه خواننده را در تمرینهای عصبی ساختارمند، که به طور مؤثر باعث میشوند سیستم عصبی بتواند کارکردهای متعادلساز را با بازدهی بیشتری حمایت کنند، به همراه خود میبرد، چیزی که باعث سلامتی، رشد و بازیابی میشود. اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، او تمرینهای عصبی و منابعی را در اختیار ما قرار میدهد که با استفاده از آن منابع، میتوانیم میزان تهدیدات را کاهش دهیم و نوعی تعامل اجتماعی خود انگیخته ایجاد کنیم، که اینها در کنار هم یک مسیر شناور به سمت هم متعادلسازی و نهادینهسازی در بدن ایجاد میکنند. حاصل این استراتژی، برخورداری از یک سیستم عصبی با انعطافپذیری بیشتر در راستای سلامتی ذهن و جسم است.
من با مطالعهی این کتاب، روی خطوط موازی که بین استراتژیهای ارتباطی داخل بدن و بین افراد وجود دارد، تمرکز کردم. اینها مراحل هموابستهای از هم متعادلسازی هستند، چون یک سیستم عصبی متعادل که دارای منابع مناسب نیز هست، به صورت خود انگیخته فرایندهای دفاعی را کاهش میدهد و یک سیستم عصبی، که دچار وضعیت تهدید مزمن است، فرصتهای موجود برای تعاملات اجتماعی را از بین میبرد. خوشبختانه ما در تاریخ تکامل خودمان به عنوان موجوداتی اجتماعی، درگاهی را برای کاهش واکنشهایمان به تهدیدات از طریق پذیرش عصبی امنیت، ایجاد کردهایم. اما آنچه دسترسی به این درگاه را خیلی تحت تأثیر قرار میدهد، وضعیت عصبی شخص است. اگر سیستم عصبی خودکار، منابع خوبی را در اختیار داشته باشد و به خوبی تأمین شود، ما انعطافپذیر خواهیم بود و خیلی راحت میتوانیم به وضعیتهای تحریک شدهای از امنیت، که باعث ایجاد تعاملهای اجتماعی خود انگیخته و هم متعادلسازی خواهد شد، دست یابیم. اما اگر به جای این مسئله، وارد وضعیتهای دفاعی شویم، شاید دسترسی به احساس امنیت به این راحتیها امکانپذیر نباشد.
عنوان این کتاب یعنی «لنگر انداخته» خود یک استعاره از این است که دب از آن به شکلی هوشمندانه استفاده کرده تا تصویری از یک مکان امن، در درون مفهومی ارائه کند که شخص از منابع خود دارد، منابعی از جمله سیستم عصبی یا مفهوم خود. خدمتی که این مسئله به اشخاص میکند این است که در نهادینهسازی ویژگیهایی مثل انعطافپذیری، خود متعادلسازی و هم متعادلسازی با دیگران به آنها کمک میکند.