فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زندگیتان را در هفت روز تغییر دهید

کتاب زندگیتان را در هفت روز تغییر دهید

نسخه الکترونیک کتاب زندگیتان را در هفت روز تغییر دهید به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب زندگیتان را در هفت روز تغییر دهید

«اندیشه خوب یا بد وقتی پر دوام شد تأثیر خود را بر جای می‌گذارد. انسان نمی‌تواند مستقیما شرایط خود را انتخاب کند، اما می‌تواند اندیشه‌های خود را انتخاب کند. این‌گونه به‌طور غیر مستقیم، اما به‌شکل مطمئن شرایط خود را رقم می‌زند.» جیمزآلن

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.27 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۱۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب زندگیتان را در هفت روز تغییر دهید

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

این کتاب ترجمه ای است از:

Chang your Life in Seven Days

paul Mckenna

Edited by Michael Neill

Bantam Press

حکایت من

من به پیشرفت و بهبود خود کوتاه زمانی پس از آن که مدرسه را ترک کردم علاقمند شدم. دیری نگذشت که هر چه کتاب خودیار به دستم می رسید، مطالعه می کردم. از تکنیک های مختلف سود می جستم و آنچه را که می آموختم در زندگیم مورد استفاده قرار می دادم. در نتیجه زندگیم تا حدود زیادی بهتر شد. درواقع بعد از آن که با تکنیک هایی آشنا شدم که می خواهم آن ها را با شما در میان بگذارم، بلافاصله شاهد پیشرفتی در شرایط خود شدم. اعتماد به نفس من افزایش یافت، شرایط مالی و شغلی ام بهتر شد. اشخاص هم به طرز دیگری با من رفتار می کردند. ثروتمند شدم، به شهرت رسیدم و زندگیم در مقایسه با قبل خیلی بهتر شد. همه این ها در زمان کوتاه به دست آمد. تمامی تکنیک ها که از آن برای زندگی کردن به سبک امروز استفاده نمودم در این کتاب مندرج است.
هدف من در زندگی و هدف این کتاب این است که به شما کمک کنیم تا سررشته امور زندگی خود را به دست بگیرید.
بعد از سال ۱۹۸۵، روی یک روش انقلابی برای بهتر کردن شرایط خود کار کرده ام، این یک روش انقلابی است که همه می توانند از آن بهره بگیرند.
نظام شرطی کننده موفقیت که شما قرار است آن را یاد بگیرید، اکنون کامل شده است. در همان روز نخست شما به موفقیت های قابل توجهی دست خواهید یافت.
از همه این ها مهم تر می توانید آرام بگیرید. کار بسیار ساده ای است. نیازی به مهارت یا تجربه قبلی هم ندارید. درواقع اگر بتوانید چشمان خود را ببندید، با خودتان و با دیگران حرف بزنید، و اگر بتوانید بدنتان را تکان دهید، می توانید افکار و رفتارتان را کنترل کنید و سرانجام می توانید به رویاهای خود برسید. تنها کاری که باید بکنید این است که توصیه های مرا قدم به قدم دنبال کنید. حتی اگر در لحظه مطمئن نباشید که کار درستی می کنید. ما به اتفاق می خواهیم نرم افزار مثبتی را طراحی کنیم و آن را در ذهنتان نصب کنیم.

قدرت اکنون

در زمان جالبی از تاریخ به سر می بریم. دنیای ما همه روزه متحول می شود. تحولات علمی و تکنولوژی هایی که در تمام نقاط جهان صورت خارجی پیدا می کند به طور تصاعدنمایی در حال رشد است. ما به عنوان نژاد انسانی در فاصله های دور از هم پیوند می جوییم، دنیایمان را سیاحت می کنیم و آن را تغییر شکل می دهیم. سفرهایی که سابقا چندین ماه طول می کشید اکنون در مدت چند ساعت انجام می شود. محاسباتی که قبلاً سال ها طول می کشید اکنون در مدت چند دقیقه تمام می شود. سوال این نیست که آیا زندگی شما تغییر خواهد کرد، مسئله این است که این تغییر از چه کیفیتی برخوردار خواهد بود.
در حال حاضر در عصر اطلاعات دیجیتال به سر می بریم. فکس ها، تلفن های همراه، کامپیوترها و تکنولوژی ماهواره ای که حتی پنجاه سال قبل کسی فکر آن را هم نمی کرد، اکنون ضرورت زندگی مدرن قرن بیست ویکم به حساب می آیند. اتفاقی در یک سمت از دنیا می افتد و لحظاتی بعد آن را روی صفحه تلویزیون خود تماشا می کنیم. سیستم های ارتباطی جهانی می تواند اذهان را مانند سلول های عصبی در یک مغز عظیم به وسعت جهان به هم پیوند دهد.
ما در آستانه جهشی عظیم در تکامل خود قرار داریم و من معتقدم که مرحله عظیم بعدی در رشد انسانی حرکت به بیرون از عصر اطلاعات و قدم گذاشتن به دوران و زمانی است که انسان ها بتوانند منابع درونی خود را رشد و توسعه دهند. من این را عصر سایکوتکنولوژی نام داده ام. و این زمانی است که می توانیم توانمندی های خود را آزاد کنیم. به اعتقاد من درک سایکوتکنولوژی به سان داشتن دستورالعمل طرز کار مغز شماست.
متاسفانه، اغلب اشخاص برای اطلاع از طرز کار دی وی دی خود بیشتر از اطلاع از طرز کار مغز خود صرف وقت می کنند. وقتی هفته بعد را صرف انجام دادن تمرینات این کتاب می کنید خود رااز جمع ۱ /۹ درصدی مردم بیرون می کشید. مردمانی که به قول وینستون چرچیل گه گاه با واقعیت ها روبه رو می شوند، روی واقعیت ها درمی غلتند و بعد از جای خود بلند می شوند، گردوخاک لباس هایشان را می تکانند و بعد انگار که هیچ اتفاقی رخ نداده، به راه خود می روند.
در این کتاب با روش هایی آشنا می شوید که به بسیاری از مردم کمک کرده است از محدوده خود به درآیند و توانمندی های خود را به نمایش بگذارند. ما به اتفاق می خواهیم ذهن شما را برنامه ریزی کنیم تا از شما انسانی شادتر، خوشبخت تر و قدرتمندتر بسازیم.

شروع کنیم

قبل از این که به این سفر بروید تا به توانمندی های بالقوه خود برسید، مایلم لحظه ای صبر کنید و به این موضوع توجه کنید:
چه اتفاقی می افتد اگر صبح روزی از خواب برخیزید و ببینید که معجزه ای اتفاق افتاده است. زندگی شما دقیقا همان چیزی که می خواهید شده است؟
همین حالا این کار را بکنید و به طور زنده آن را تصور نمایید.
  • از کجا می دانید که معجزه اتفاق افتاده است؟
  • چه خواهید کرد؟
  • چه خواهید شنید؟
  • در درون خود چه احساسی می کنید؟
  • چه تغییراتی در حرفه شما اتفاق خواهد افتاد؟
  • چه تغییراتی در روابط شما اتفاق خواهد افتاد؟
  • وضع مالی شما چگونه خواهد شد؟
  • در چه شرایطی از سلامتی به سر خواهید برد؟
وقتی این نقطه نظرها را به کار می برید و روش های مورد اشاره در این کتاب را استفاده می کنید، به تحقق این هدف ها کمک می کنید.
آرام بگیرید و مطالب پیشنهاد شده در این کتاب را بخوانید.
درست همان طور که یک باغبان دانه بر زمین می کارد و صبورانه برای رشد آن صبر می کند، هر بار که با این کتاب کار می کنید، پیشنهادات و تلقیناتی را به ذهن خود می فرستید که به کمک آن روی بزرگ ترین کامپیوتر جهان یعنی مغز خود تاثیر می گذارید.
در حالی که می توانید در همان هفته نخست نتایج حیرت انگیزی به دست آورید، ممکن است مجبور شوید که در چند ماه نخست چندین نوبت به این کتاب مراجعه نمایید. انجام دادن تمرینات برای رسیدن به هدف ها و نتایج بسیار مهم است. بدانید که هیچ تک شیوه ای قرص جادویی برای رسیدن به موفقیت نیست. امّا این ها می توانند طبیعت دوم شما شوند.

***

اشخاص اغلب شرایط را مسئول و سبب وضعیت خود معرفی می کنند، من اعتقادی به شرایط ندارم. کسانی که در این دنیا پیش می افتند اشخاصی هستند که شرایط مورد نظر خود را به وجود می آورند.
جرج برنارد شاو

***

آنچه در بیست سال آینده به آن خواهید رسید، بستگی به این دارد که حالا چکار می کنید. می گویند اگر آنچه را که همیشه انجام داده اید انجام دهید، چیزی بیشتر از همان چه تاکنون نصیب شما شده به دست خواهید آورد.
اما شما در موقعیتی هستید که می توانید تغییری اساسی در زندگی خود به وجود آورید. و موضوع از همین جا شروع می شود.

تفاوتی که تفاوت ساز است

خیلی ها شروع به نگارش یک کتاب خودآموز روانشناسی می کنند، امّا نیمه کاره آن را رها می سازند. آن ها خودشان را متقاعد می سازند که کار بیش از اندازه دشواری است. مسئله در این مورد به این قرار است:
اگر سررشته زندگی خود را به دست نگیرید، کس دیگری این کار راخواهد کرد.
می دانم که این روزها مسئولیت آن قدرها کلمه مورد توجهی نیست. همه ساله میلیاردها دلار صرف این موضوع می شود که چه کسی مسبّب فلان حادثه است.
امّا راه دیگری برای اندیشیدن به مسئولیت توجه کردن به موضوع کنترل است. آیا می خواهید زندگیتان را کنترل کنند؟ آیا می خواهید کنترل زندگی خود را به دست دیگران بدهید؟ به دست خانواده، رسانه ها و یا حتی جامعه؟ آیا می خواهید حاکم بر تقدیر و سرنوشت خود شوید؟ یا نه می خواهید قربانی شرایط خود باشید؟
قبول مسئولیت یعنی این که بتوانید بخش هایی از زندگی خود که در اختیار شما هستند، کنترل کنید.
می توان به راحتی مدیر و مادر، کارفرما یا دولت را سبب مسائل خود دانست، امّا تا زمانی که خود را مسئول شرایط خود ندانید، قدرتی برای تغییر دادن آن نخواهید داشت. همه موفق های بزرگ می دانند که قبول مسئولیت اولین قدم به سوی داشتن یک زندگی خوب و موفق است.
استفن کاوی موضوع را این گونه توضیح می دهد:
وقتی یک سمت عصا را انتخاب کردید، طرف دیگر آن را هم انتخاب کرده اید، بنابراین اگر تصمیم گرفتید مسئولیتی در قبال شرایط خود پذیرا شوید، اقدامی برای تغییر دادن شرایط صورت داده اید.
وقتی من این موضوعات را در سمینارهایم مطرح می کنم، گه گاه شرکت کننده ای از من می پرسد «یعنی منظورتان این است که اگر من از عرض خیابان عبور کنم و اتومبیلی مرا زیر بگیرد تقصیر من است؟»جواب ساده ای دارد. ــ قبول مسئولیت به معنای قبول سرزنش شدن نیست. شما مسئول مشتی که به سمت شما پرتاب شده نیستید، اما این که چگونه از خود دفاع می کنید به شما مربوط است.
برای لحظه ای تصوّر کنید که قبول مسئولیت در ازای زندگی به چه معنایی است. بدین معناست که قدرت انتخاب داشته باشید، بدین معناست که در هر زمینه ای از زندگی خود که خواستید تغییراتی ایجاد کنید. امور مالی، مناسبات با دیگران و سلامتی خود را کنترل کنید و با چیزهایی که در کنترل شما نیست در حالت آرامش به سر ببرید.
اگر آنچه را که تصور می کنید دوست داشته باشید. از همین حالا تصمیم بگیرید که مسئولیتِ در قبال خود را به دست بگیرید. هر چه با اشخاصی که نتایج حیرت انگیز به دست می آورند بیشتر کار می کنم بیشتر از سخن دبلیو. اچ موری الهام می گیرم:
«تا زمانی که کسی متعهد نشده است تردید، امکان بازگشت و همیشه موثر واقع نشدن مطرح است. نکته ای وجود دارد که بی توجهی به آن ایده ها و برنامه های عالی را نابود می کند: این که در لحظه ای که کسی خودش را متعهد می کند مشیت الهی هم به حرکت درمی آید. جریان حوادث به سود او به کار می افتد. کمک های مادی دریافت می کند که کسی خوابش را هم نمی دیده است.»
آیا شما متعهدید؟ آیا آمادگی آن را دارید که قدرت خود را بازستانید؟ آیا حاضرید از توصیه های این کتاب استفاده کنید و زندگی خود را تغییر بدهید؟ حتی اگر در آغاز متقاعد نیستید، توجه به این نکته مهم است که می توانید به موفقیت برسید. موفقیت هایی که تدریجی هستند و یکی پس از دیگری نصیب شما می شوند.

چگونه از این کتاب استفاده کنیم

این کتاب از هفت فصل تشکیل شده است ــ هر فصل به یک درس مهم و کلیدی مربوط می شود. هر درس شما را در هر شرایطی که در آن به سر می برید در جهت و راستای تحقق ارزش هایی که به آن اعتقاد دارید به حرکت درمی آورد. قبل از شروع هر روز به یک نوار آرامبخش که می تواند به ذهن شما آمادگی لازم برای برنامه ریزی بدهد گوش دهید.
می توانید در طی روز و یا زمانی که قصد خوابیدن دارید به نوار گوش بدهید. توصیه می کنیم وقتی پشت فرمان اتومبیل نشسته اید و یا با دستگاه های خطرزا کار می کنید به این نوار گوش ندهید. تنها زمانی به نوار گوش بدهید که بتوانید در حالت آرامش و آرمیدگی کامل قرار بگیرید. این تنها کاری است که برای موفق شدن باید انجام بدهید.
در مدت هفت روز در شمار کسانی قرار می گیرید که برای موفقیت برنامه ریزی شده اند. می توانید با تمام چالش های زندگی برخورد موثّر داشته باشید و با اعتماد و اطمینان خاطر با آن ها روبه رو گردید.
سفر شما از فصل بعد شروع می شود. متوجه می شوید که کی هستید، می توانید از توانمندی های خود پرده برداری کنید تا به کسی که می خواهید تبدیل شوید.

مقدمه

شما در دست خود کتابی دارید که می تواند زندگی شما را برای همیشه تغییر دهد.
آیا به نظرتان ادعای عجیب و غریبی می نماید؟ بسیار از کسانی که من راهنمای آن ها بودم تا به خواسته های خود برسند، برایشان باور نکردنی بود که چگونه چنین چیزی امکان پذیر است و در نهایت شگفت زده شدند، اکنون نوبت شماست. و مطالب این کتاب را دست کم نگیرید. به شما قول می دهم که زندگی شما را متحول خواهد ساخت.
موفقیت و خوشبختی چیزی نیست که برای بعضی ها اتفاق بیفتد و برای بعضی ها اتفاق نیفتد. به جای آن نتایج قابل پیش بینی هستند که با اندیشه و عمل شکل گرفته اند، راه هایی هستند که در هفت روز آینده، آن ها را با شما در میان می گذارم. اگر قرار باشد موفقیت موضوعی مربوط به بخت و اقبال بلند باشد، از خود سوال کنید آیا نمی توان شکست را هم به بخت و اقبال استناد کرد.

آیا به راستی می توانم زندگیم را در مدت هفت روز متحول کنم؟

اشخاص شرکت کننده در سمینارهای آموزشی من، وقتی می بینند که در مدت چند دقیقه فوبیاها (هراس های روانی) با سابقه دیرینه را در مدت چند دقیقه از میان برمی داریم و یا باورهای کهنه و در عمق وجود ما شکل گرفته را در مدت چند روز ریشه کن می کنیم شگفت زده می شوند. امّا اغلب اشخاص می توانند به زمانی بیندیشند که زندگیشان در مدت چند لحظه دگرگون شد. شاید اطلاعات جدیدی به دست آوردند یا شخص خاصی را ملاقات کردند و بعد به این نتیجه رسیدند که زندگیشان هرگز به شرایط گذشته باز نخواهد گشت.

***

اگر بتوانید فکر کنید که می توانید، حتما می توانید و اگر فکر کنید که نمی توانید، حتما نمی توانید.
هنری فورد

***

در این جا توضیح می دهم که چگونه ممکن است تغییر به این سرعت اتفاق بیفتد:
تغییراتی که بیش از همه اهمیت دارند، بیش از هر چیز تغییر در ادراک هستند و نه تغییرات در دنیای پیرامون ما.
و ما می توانیم ادراک خود را در لحظه ای تغییر بدهیم.
در واقع این اسطوره که می گوید تغییر فرایندی طولانی است و در درازمدت تحقق پیدا می کند. حدود یکصد سال است که مطرح شده است و این زمانی است که تحلیل پیروان مکتب فروید در درمان بیماری های روان تنی شکل غالب داشته است. نکته مهم این است که تحلیل روانی درباره تغییر دادن مردم نیست، هدف این است که به اشخاص امکان بدهیم که بدانند چرا شرایط به این گونه که هست وجود دارد.
گاه حتی یک تغییر کوچک می تواند تفاوت عظیمی ایجاد کند. برای مثال تصور کنید که شما و شخص دیگری در دو جاده مستقیم رانندگی می کنید، جاده ای که به مسیری واقع در بی نهایت دور منتهی می شوند. حالا تصور کنید که یکی از این دو جاده به میزان مختصری از دیگری فاصله می گیرد. در شروع ممکن است این تفاوت قابل توجه نباشد، امّا به مرور این فاصله اندک وسیع می شود و شما را به مقصدی کاملاً متفاوت از مقصد دیگری می رساند.
تکنیک های ارائه شده در کتاب «زندگیتان را در هفت روز تغییر دهید» جسم و ذهن شما را در موقعیت جدیدی قرار می دهد.
هر روز تغییر کوچکی می کنید. این تغییرات ممکن است در نگاه نخست بسیار جزیی و نامحسوس باشد، اما وقتی به حرکت خود ادامه می دهد. متوجه می شوید که چه راه طولانی را طی کرده اید و چقدر تغییر نموده اید.
اجازه بدهید با موضوع روبه رو شویم. اگر مدت هفت روز کاری را به طور مستمر انجام دهید شما را تغییر خواهد داد. آنچه این روش را متفاوت از روش های دیگر می کند این است که بسیاری از شیوه های پیشنهاد شده در کتاب تا مدت ها بعد از آن که استفاده از آن ها را کنار بگذارید به شما کمک می کند. در هفت روز آینده اقداماتی که انجام می دهید تغییری در زندگی شما به وجود می آورد که این به سهم خود روی بسیاری از جنبه های زندگی شما تاثیر می گذارد و این تغییرات هم جنبه های دیگری از زندگی شما را تغییر می دهد. درست همان طور که یک تانکر حمل سوخت در شروع حرکت آرام است، وقتی در شرایط سرعت خود قرار گرفت نمی توان به راحتی آن را متوقف ساخت.

***

آنچه امروزه ثابت شده است زمانی غیرممکن به نظر می رسید.
ویلیام بلیک

***

تا قرن ها مردم فکر می کردند که امکان دویدن مسافت ۱ مایل در کمتر از ۴ دقیقه وجود ندارد. بعد در تاریخ ۶ می ۱۹۵۴، راجر بانیستر دست به کاری زد که همه مبتکران و پیشگامان می زنند. او غیرممکن را ممکن کرد.
وقتی من با دکتر بانیستر در این باره صحبت کردم که چقدر شگفت انگیز است که در مدت یکسال بعد از این که او این مسافت را زیر ۴ دقیقه طی نمود، ۳۷ دونده دیگر در سرتاسر جهان این کار را انجام دادند. در سال بعد ۳۰۰ دونده دیگر این مسافت را در کمتر از ۴ دقیقه دویدند، و حال آن که درست یکسال قبل به نظر می رسید هیچ کس نتواند از سدّ این مانع عبور کند.
حتی با استعدادترین ذهن ها احساس می کردند که این کاری ناشدنی است و باورشان تبدیل به یک پیشگویی شده بود که درست از کار درآمده بود. حتی بعضی از صاحبنظران پیش بینی کرده بودند اگر این مسافت در کمتر از ۴ دقیقه طی شود، دونده بدنش منفجر می شود.
امّا سرانجام یکنفر ثابت کرد که آنچه را قبلاً غیرممکن می پنداشتند ابدا غیرممکن نیست.
ذهن انسان مرتب تعمیم می دهد. برای مثال به عنوان یک کودک یاد می گیرید که یک در چگونه باز و بسته می شود. ذهن شما بعدا این را برای باز و بسته کردن تمام درها تعمیم می دهد.
این یادگیری چه خوشایند و چه ناخوشایند باشد اتفاق می افتد. در طی ۷ روز بعد می خواهیم با هفت تعمیم منفی که شما به خود داده اید مبارزه کنیم و به جای آن ها تعمیم های مثبت قرار بدهیم.

روز اول: شما کی هستید؟

توانمندی های واقعی خود را کشف کنید و به کسی که واقعا دوست دارید تبدیل شوید.

تصور کنید روزی در سرزمینی که جمعیت آن را تنها غول ها تشکیل می دهند چشم از خواب باز می کنید. بدون تردید ابتدا وحشت می کنید. صداهای کرکننده گوشتان را آزار می دهد. احساس می کنید باید عمری را در این شرایط زندگی کنید. بعد از گذشت زمانی به این نتیجه می رسید که بسیاری از این غول ها رفتاری دوستانه دارند و این که یکی از غول ها به ایمنی شما علاقه ویژه دارد.
بعد تصور کنید که روزی بدون این که دلیلی وجود داشته باشد، غولی که عادت کرده بودید به او اعتماد کنید بر سرتان فریاد می کشد، تهدیدتان می کند و حتی ضربه ای به شما وارد می نماید. چگونه می توانید از این زمان به بعد به سرزمین غول ها اعتماد کنید؟ باید قوانینی در این سرزمین وجود داشته باشد که اگر آن ها را بیاموزید، به بقای خود کمک می کنید...
یکی از این روزها آدم های کوچک دیگری را ملاقات می کنید. به نظر می رسد که مثل شما هستند، حالا در کنار آن ها احساس امنیت خاطر بیشتری پیدا می کنید. بعضی از آن ها مدعی می شوند که قوانین این سرزمین را می شناسند و آن ها را با شما در میان می گذارند. به کمک علم و اطلاعی که از مشاهده غول ها به دست آورده اید و با توجه به صحبت هایی که با شما کرده اند، کم کم متوجه می شوید برای حراست از خود چه کارهایی باید بکنید و از انجام دادن چه کارهایی خودداری ورزید.
کاری را که به شما می گویند بکنید. راحت تر می توانید با آن ها کنار بیایید. داد نزنید، جنگ نکنید، زیاد مطالعه کنید. شغلی به دست آورید. کاری را که به شما می گویند بکنید. ازدواج کنید. صاحب اولاد شوید تا در دوران پیری و کهولت از شما مراقبت کنند. کاری را که به شما می گویند بکنید.
این فهرست بزرگ و بزرگ تر می شود. بدن کوچک شما هم به تدریج بزرگ تر می شود. (شما بدون تردید غذاهای تولید شده در سرزمین غول ها را مصرف می کنید) و سرانجام متوجه می شوید که غولی باقی نمانده است.
و سرانجام روزی از خواب بیدار می شوید، موجود ریزاندام و کوچکی خیره نگاهتان می کند. او در سرزمین غول ها از خواب بیدار شده است. و چون شما او را دوست دارید همه اطلاعات خود را با او در میان می گذارید.
و این گونه این چرخه ادامه دار می شود.

قدرت شستشوی مغزی

در زمان جنگ های داخلی کره در دهه ۱۹۵۰، کره ای های چینی با موفقیت توانستند شمار قابل ملاحظه ای از سربازان آمریکایی را به مرام کمونیسم معتقد سازند. آن ها این کار را با تهدید و شکنجه و یا حتی قول پاداش انجام ندادند. تنها کاری که آن ها کردند این بود که تصویر ذهنی سربازان را تغییر دادند.

***

آیا به جلسه امروز صبح نوار آموزشی گوش دادید؟ اگر به راستی می خواهید زندگی خود را در هفت روز آینده دگرگون کنید، کافی است که روزی دوبار به این نوار گوش بدهید و بعد تمرینات مندرج در کتاب را انجام دهید. مطمئن باشید زندگی را به شکل دیگری تجربه می کنید.

***

آنچه چینی ها متوجه شدند این بود که رفتار ما حاصل مستقیم کسی است که فکر می کنیم ما هستیم. تصویر ذهنی که از خود داریم. ما پیوسته به خود تلقین می کنیم که ما همان کسی هستیم که فکر می کنیم هستیم، امّا سیستمی که از آن برای تغییر رفتارمان استفاده می کنیم تصویر ذهنی خود ماست.
چینی ها توانستند روی تصویر ذهنی سربازان آمریکایی تاثیر بگذارند، ممکن است احساس کنید که کار بزرگی بود که بتوان روی کسانی که ذهنشان به گونه ای برنامه ریزی شده بود که تنها اسم، درجه و شماره سریال خود را افشا کنند این گونه تاثیر بگذارند، امّا به هرصورت این اتفاقی بود که افتاد.
در جریان بازپرسی زندانیان متقاعد شدند یکی دو جمله خفیف ضد آمریکایی یا جمله موافق کمونیست ها به زبان آورند (برای مثال «ایالات متحده کامل و صددرصد بی عیب و نقص نیست» یا «در کشور کمونیستی، بیکاری و جنایت کمتر است.») پس از آن که این عبارات خفیف و ملایم به زبان جاری شدند از زندانیان سوال شد که توضیح دهند منظورشان از این که آمریکا کامل نیست چیست. پس از آن که سرباز نظراتش را می گفت از او می خواستند پایین صفحه اسمش را بنویسد و آن را امضا کند.
بعدا از زندانی خواسته می شد که در حضور سایر زندانیان نوشته خود را بخواند. بعد از آن چینی ها در صدای رادیوی ضدآمریکایی خود نام این سرباز اسیر و نوشته او را می خواندند. تمام اردوگاه های اسرای جنگی آمریکا و نیز آمریکایی هایی که در کره در حال جنگ بودند این صدا را می شنیدند.
ناگهان زندانی به این نتیجه می رسید که انگار با دشمن همکاری کرده است و رفتاری از خود بروز داده که به سود دشمن تمام شده است. وقتی سایر زندانیان از او می پرسیدند که چرا این کار را کرده است، نمی توانست مدعی شود که زیر شکنجه مجبور به این کار شده است. به هر صورت این ها حرف هایی بود که او زده بود و زیرش را هم امضا نموده بود.
بررسی های روانی نشان داده اند که انسان تنها تا اندازه و حدی می تواند تفاوت میان اندیشه و رفتارش را تحمل کند. مانند هر کسی که از قدرت تصویر ذهنی خود استفاده می کند. زندانی سعی می کرد رفتارش را توجیه کند تا با احساس هویت درون خود سازگارتر شود. بنابراین می گفت که حرف هایش عین حقیقت بوده اند. در این لحظه تصویر ذهنی او تغییر می کرد. حالا او معتقد می شد که موافق کمونیست هاست و سایر زندانیان هم به این دلیل که رفتارشان با او تغییر می کرد بر این احساس جدید هویت او مهر تایید می زدند. بنابراین همان طور که می بینیم چرخه تکمیل می شد.
طولی نمی کشید که این سرباز زندانی تحت تاثیر تصویر ذهنی جدید خود با چینی ها همکاری بیشتری می کرد. بنابراین تصویر ذهنی جدید او آن قدر تقویت می شد که او حتی درست بودن یا نبودن آن را زیر سوال نمی برد.

تصویر ذهنی چیست؟

تصویر ذهنی شما این را مشخص می کند که خودتان را چگونه می بینید و چگونه مجسّم می کنید. دلیل قدرتمند بودن تصویر ذهنی شما این است که رفتار شما تقریبا هرگز از این نقشه درونی منحرف نمی شود. بلکه به شکل یک پیشگویی به حقیقت پیوسته عمل می کند. تصویر ذهنی شما به شما می گوید چگونه رفتار کنید و چگونه دست به عملی بزنید تا سازگار با کسی که فکر می کنید او هستید بشوید. اما خیلی ها تا زمانی که به خود دقیق نشوند و نگاه نکنند متوجه نمی شوند که دارای یک تصویر ذهنی از خود هستند.
همه ما کسانی را دیده ایم که جذاب هستند امّا خود را زشت می پندارند. فکر می کنند بیش از اندازه چاق، بیش از اندازه لاغر و یا بیش از اندازه پیر یا جوان هستند. اگر به واقع فکر می کنید که جذاب نیستید، هر اقدامی را که برای بهتر ظاهر شدن شما لازم است مخدوش می کنید. از آن جایی که خود را در بهترین شرایط نمی بینید، اشخاص به این نتیجه می رسند که جذاب نیستند و پیشگویی شما به حقیقت می پیوندد.
با توجه به بررسی های مختلف انجام شده می دانیم که شمار قابل ملاحظه ای از مردم که از طریق قرعه کشی بلیط های بخت آزمایی برنده می شوند و یا مال فراوانی به ارث می برند، پول به دست آمده را به سرعت از دست می دهند. حتی کسانی که درآمدی را با کار خود تحصیل می کنند، اگر بر این باور باشند که این پول بیش از استحقاق و ارزش آن ها می باشد آن را به سرعت از دست می دهند.
موفق ها و با استعدادهایی که به سرعت بیش از اندازه زیاد رشد می کنند و به حد آسمان ها می رسند، اگر از تصویر ذهنی ضعیفی برخوردار باشند، از اوج به زیر کشیده می شوند و خاکی می گردند. بسیاری از این اشخاص رفتارهای مخرب و ضد خود دارند که ناشی از احساس بی ارزشی و نالایقی خود آن هاست و روانشناسان این را سندرم بهشت نامیده اند.
این که شما درباره خود چگونه فکر می کنید، روی این که دیگران درباره شما چه فکر می کنند تاثیر می گذارد. از آن جایی که بیش از ۹۰ درصد آنچه ما مخابره می کنیم حالت ناهشیار دارد، اشخاص واقع در پیرامون شما پیوسته به زبان تن شما، لحن صدا و علائم احساسی و عاطفی شما واکنش نشان می دهند. حتی اگر کلماتی که به کار می برید حالت مثبت داشته باشند، ممکن است متوجه شوید که زبانتان منفی است، امّا مثبت حرف می زنید.
نکته را می توان این گونه توضیح داد:
شما با رفتاری که با خودتان می کنید، درواقع به آن ها می گویید که با شما چگونه رفتار کنند.
دون میگوئیل رویز(۱) در کتاب «تسلط عشق»، به زندگی کردن در رستورانی اشاره می کند که در آن غذا فراوان است.
اگر کسی به سراغ شما بیاید و پیتزایی به شما بدهد، امّا در ازای آن مجبور شوید بپذیرید که تا پایان عمرتان از شما سوءاستفاده بکند طبیعی است که به او بخندید و دست رد به سینه اش بزنید. امّا اگر قرار باشد در خیابان زندگی کنید و چند روزی غذایی نخورده باشید، اگر همان شخص با همان خصوصیات پیش شما بیاید و پیتزایی به شما بدهد، ممکن است، غذا را از او بگیرید. انسان در زندگی به آن ارزشی که برای خود قایل است می رسد. به عبارت دیگر هیچ کس بیش از آن اندازه که ما با خود بدرفتاری می کنیم با ما بدرفتاری نخواهدکرد.

***

«ما دنبال دندان هایی می گردیم که تولید جراحت کردند.»
گوینده ناشناس
***

نظرات کاربران درباره کتاب زندگیتان را در هفت روز تغییر دهید

زندگی که نه، ولی افکارتون عوض میشه.مهم پایداری نحوه تفکره
در 3 سال پیش توسط زهرا جمالی
لطفا ترتیبی اتخاذ کنید کتاب هایی مثل این فایل صوتی سی دی همراهش هم به دست ما برسه ، من الان باید برم کتاب فیزیکی رو فقط به خاطر سی دی صوتی همراهش خریداری کنم....
در 2 سال پیش توسط محمد امیری
خیلی کتاب خوبیه من این کتاب و چند سال پیش خوندم تکنیکاش واقعا آموزنده و مفیده مخصوصا برای افرادی ک تو زندگی احساس سر درگمی دارن و دنبال انتخاب راه درست میگردن تمام گذشته بعد و ذهنیات منفی با انجام دادن تکنیک ها از ذهنتون فیلتر میشه. خواهشا کتاب و با هدف بخونید . هر کتابی رو بر میدارید به خوندن بهتره سر فصل رو بخونید ببینید هدف شما تو کتاب هست؟ اگر نبود رو نویسنده عالم نامدار عیب جویی نکنیم بهتره. زندگی به کامتون گوارا
در 2 سال پیش توسط نیلوفر بلوکات
حتی یه سرما خوردگی ساده ده روز زمان نیاز دارد تا خوب بشه زندگی رو چطور می شود در هفت روز تغییر داد؟ من نمی دونم
در 3 سال پیش توسط rah...800
فایل صوتی اش کجاست پس؟
در 2 سال پیش توسط حسین اسفندیاری نژاد
یکم این موضوع برام عجیبه که مترجمی مثل قراچه داغی که بهترین ترجمه های ایشون رو در کتابهای بریان تریسی خواندم اینقدر از جانب دوستان مورد بی مهری و کم لطفی ( هدف دار یا بدون غرض ورزی ) قرار می گیرن از نظر شخصی بنده که کل کتابهای بریان تریسی رو با ترجمه ایشون خوندم و با ترجمه های دیگه مقایسه کردم ، واقعا هیچ کدوم از ترجمه ها را به با کیفیتی کار ایشون ندیدم کلا بریان تریسی رو بنده با قرچه داغی میشناسم
در 2 سال پیش توسط mos...san
خوب نبود.البته ترجمش
در 2 سال پیش توسط محمود ضیائی
نیاز به ویرایش دارد.
در 3 سال پیش توسط Sim...ini
موافقم! ترجمه ش زیاد خوب نبود
در 2 سال پیش توسط زهی م
حتی تو نظرها بعضیا منفی هستن بعضیا مثبت .زندگی به کام اون افراد مثبت اندیش خوش ???? کتاب خوبیه این نوع کتاب خونده بودم تأثیرگذاره اگه خودتو پیدا کنی ????
در 2 سال پیش توسط شهریار احمدوند