خانواده تواچ متشکل از میشیما، پدر خانواده، لوکریس، مادر خانواده و دو فرزند خانواده وینسنت و مریلین یک مغازه خودکشی را اداره میکنند. در این مغازه عجیب انواع و اقسام وسایل مورد نیاز برای خودکشی فروخته میشود. لوکریس پسری به دنیا میآورد که نام او را آلن میگذارند. آلن وقتی بزرگ میشود، کاملا برخلاف بقیه اعضای خانواده که افرادی عبوس و افسرده هستند، به پسری شاد و پرنشاط تبدیل میشود. در حالی که اعضای خانواده دائما این ماتم زدگیها و زوایای تاریک ذهن خود را به مشتریان منتقل میکنند تا زودتر از شر آنها خلاص شوند؛ این آلن است که آنها را دوباره به زندگی امیدوار میکند.
دایره تاثیرگذاریهای آلن تنها به مشتریان مغازه خودکشی محدود نمیشود، بلکه اعضای خانواده را نیز در بر میگیرد. آلن برای تولد خواهرش مریلین به او یک روسری و چند قطعه موسیقی شرقی هدیه میدهد. همین هدیه کافی است تا مریلین با جنبههایی از شخصیت خودش که قبلا به آن فکر نکرده بود آشنا شود. در ادامه، آلن و دوستانش تصمیم میگیرند نقشهای بکشند تا خودکشی مردم پیشگیری کرده و کسب و کار موروثی خانواده را هم به کسب و کار شادتری تبدیل کنند.
ژان تولی (ژان توله نیز نوشته می شود) متولد ۲۶ فوریه ۱۹۵۳ (۶۸ ساله) به همراه همسر خود میو-میو، هنرپیشه فرانسوی در پاریس زندگی میکند. او علاوه بر اینکه یک نویسنده چیره دست است، به تصویرسازی، فیلمسازی و مجریگری تلویزیون نیز میپردازد. ژان تولی تا به حال ۱۰ کتاب به رشته تحریر در آورده که برخی از آنها برنده جوایز ادبی ارزنده ای نیز شدهاند. از رمانهای او میتوان به «آه ورلن» اشاره کرد که بر اساس زندگی پل ورلن، شاعر بزرگ قرن نوزدهمی فرانسه و از پیشگامان مکتب ادبی «نمادگرایی (سمبولیسم)» نوشته شده است.
ژان تولی همچنین نویسنده چندین صاحب زندگینامه از جمله زندگینامه های آرتور رمبو و فرانسوا ویون، هر دو از شاعران به نام فرانسوی است. ژان تولی به خصوص به دلیل انتشار رمانهای خود به شهرت زیادی دست پیدا کرده است. کتابهای «اگر دوست داری او را بخور» که در ایران با نام «آدمخواران» به چاپ رسیده و همینطور «موسیو مونتسپان» از آثار مشهورتر ژان تولی به حساب میآیند.