هوش (Intelligence) یکی از چیزهایی است که از آغاز زندگی با آن سر و کار داریم. به راستی هوش چیست و چگونه از آن بهرهبرداری میکنیم؟ هوش یکی از پیچیدهترین فرآیندهای روانی انسان است این فرآیند روانی به کمک آزمونهای روانشناسی و نیز سنجشهای مغزی قابل سنجش و اندازهگیری است. هوش، چیزی ویژهی انسان نیست و در دیگر جانداران نیز به گونهای دیده میشود. انسان توانسته است به کمک همین هوش و دانشی که در دست دارد برای سیستمهای کامپیوتری و فناوریهای بیجان، هوش مصنوعی بسازد. هوش یکی از ارزشمندترین داراییهای انسان است در این نوشته شما را با هوش و کارکردهای آن آشنا میکن
در زمینهی هوش ما با دو دیدگاه هوش کلی و هوش چندگانه روبهرو هستیم. در اینجا به برخی از دیدگاههای هوش میپرداز
روانشناسان و پژوهشگران در آغاز، هوش را یک توانایی کلی برای استدلال منطقی تعریف میکردند. این دیدگاه همان دیدگاه کلاسیک هوش یا هوش کلی است. در این دیدگاه هوش به صورت یک کل بررسی میشو
هوارد گاردنر دیدگاه هوش چندگانه را برای نخستین بار مطرح کرد. او بر این باور بود که دیدگاه کلاسیک، هوش را صرفا به عنوان توانایی استدلال منطقی تعریف میکند در حالی که چنین نیست. گاردنر پی برد که افراد در فرهنگهای گوناگون، نقشهای گوناگونی را به انجام میرسانند. هر یک از این نقشها بر پایهی مهارت و توانمندی خاصی بنا شده است با این حال موفقیت عمل فرد در هر یک از این فرهنگها ارزش یکسانی دارد. پس او دیدگاه هوش چندگانه را ارائه داد.
بر پایهی دیدگاه گاردنر هوش یک توانایی کلی نیست و هوشهای گوناگونی وجود دارد که در کنار یکدیگر به صورت ترکیبی عمل میکنند. او هوش را اینگونه تعریف کرد: «توانایی حل مسئله یا ابداع راه حلی که در فرهنگ یا اجتماع خاصی کاربرد دارد». بر پایهی دیدگاه گاردنر وجود هوشهای چندگانه این امکان را فراهم میکنند که افراد کارهای گوناگون مانند پزشک، کشاورز، بازیگر و … شوند.