من آدمهای مبارزی را که هیاهو به پا میکنند دوست دارم. من عاشق کسی هستم که به خاطر خواستههایش شرمنده نیست و اجازه نمیدهد دیگران ناامید و منصرفش کنند. منظورم این نیست که این افراد هرگز نترسیدهاند، منظورم این نیست که هرگز در دام نظرات دیگران گرفتار نشدهاند، نه، آنها هم انسان هستند و مثل همه ما گاه دچار نبودِ اعتماد به نفس شدهاند، اما وقتی نوبت عمل فرا رسیده است، شک به دلشان راه نداده و دودل نشدهاند، فقط سرشان را پایین انداخته و بدون توجه به دیگران به کارشان ادامه دادهاند. مبارز بیپروا از نظر من یعنی این؛ یعنی حاضرید برای رسیدن به خواستهتان – هر چیزی که هست – تلاش کنید و منتظر نماندهاید تا کسی آن را دو دستی تقدیمتان کند و میدانید که این خواسته متعلق به شماست و به آن دست خواهید یافت.
ریچل هالیس در کتاب شرمنده نباش دختر که یک کتاب در زمینه خودسازی زنان، موفقیت، خوشبختی و عزتنفس محسوب میشود درباره یک ایده کلی صحبت میکند. اینکه اگر کاری را به خاطر خودت انجام دادی و هیچکس آن را درک نکرد، شرمنده نباشی. هالیس اعتقاد دارد اگر شما بتوانید کاری بکنید که باعث احساس خوب در درونتان شود این کار ارزشمند است و «قدرتمندترین و دلنشینترین احساس دنیاست.» و به هیچ وجه نباید شرمنده باشید.