غزالی در سال ۳۵۰ هجری قمری برابر ۱۰۵۸ میلادی در طابران اواخر عهد طغرل سلجوقی متولد شد، پدرش محمدبن محمد، مردی درویش و متعبّد و بی بهره از خط و سواد بود، بافندگی پیشه وی، و بهحضور در مجالس وعظ و خدمت علماء و فقهاء و عابدان میل فراوانی داشت، از دسترنج خویش روزی حلال بهدست میآورد، و روزگار میگذراند. وی در حدود سال ۴۶۵ هجری بمرد؛ و یکی از دوستان صوفی مشربش را که ابوحامد احمدبن محمد راذکانی نام داشت وصی خود قرار داد، و پسران خود محمد و احمد را جهت تربیت بدو سپرد؛ راذکانی مردی فقیر و گوشهنشین بود؛ بهپاس دوستی و مشرب صفایی که با پدر غزالی داشت در تعهد وی همت گماشت، و در پرورش این درِّ یتیم دقیقهای فرو نگذاشت، غزالی بی اندازه باهوش و تند ذهن بود، وی پس از فرا گرفتن خط و سواد و مسائل دینی و مقدمات علوم ادبی و مذهبی عازم جرجان شد، و در نزد «امام ابونصر اسماعیلی» مدتی مشغول تحصیل بود؛ سپس بهوطن خود «طوس» بازگشت، و مدت سه سال در طوس بهمطالعه و تکرار دروس پرداخت. دوباره از طوس بهعزم تحصیل مسافرت کرد، و بهنیشابور که مرکز علمای خراسان بود عزم سفر کرد، و نزد معروفترین علمای آن شهر «امام الحرمین ابوالمعالی جوینی» با عشق سرشار و کوشش فراوان بهتحصیل پرداخت، و فنون جدل و خلاف و کلام و مقدمات فلسفه را بهخوبی بیاموخت، چنانکه در میان چند صدتن شاگردان ابوالعمالی که همگی از علما و فضلای آن دوره بودند برهمه تقدم یافت، و امام الحرمین بهداشتن چنین شاگردی بهخود میبالید، هنوز بیش از بیست و هشت سال از سن غزالی نگذشته بود، که در علوم و فنون متداوله زمان خویش «ادبیات، فقه، اصول، حدیث، درایت، کلام، جدل، خلاف و غیره» استادی بهتمام معنی سرآمد همگان گردید، و در نیشابور دست بهکار تألیف و تصنیف برد، و همچنان ملازم استاد بود، تا سال ۴۷۸ هجری قمری که امام الحرمین درگذشت.
پس از رحلت استادش از نیشابور حرکت کرده، و در عسکر یا «معسکر» بهنزدیکی نیشابور بهخدمت وزیر نامی خواجه نظامالملک طوسی «مقتول بهسال ۵ ۸۴ هجری قمری» که محضرش پیوسته بهوجود علماء و فضلای عصر آراسته بود پیوست؛ چون نظامالملک آوازه فضل و دانش غزالی را شنیده بود، مقدم او را گرامی داشت، غزالی در محضر او با علما و فقها مناظره کرد، و برآنها پیروز گردید، چنانکه همگی بهمقام فضیلتش معترف شدند؛ و روزبهروز برمقام تقرب غزالی در پیشگاه خواجه وزیر افزوده شد.
- از متن کتاب -