ایمی کاهیل چهارده ساله و برادر کوچکترش، دن، در جستوجوی سیونه سرنخی که به یک قدرت غیرقابل تصور میرسد، با مشکلات زیادی روبهرو میشوند. زنی در برابر چشم آنها میمیرد، پلیس اندونزی در تعقیبشان است، با مردی که چیزهای زیادی دربارهی والدینشان میداند، در جزیرهای گیر میافتند و یک طوفان استوایی هم در راه است. دقیقا وقتی فکر میکنند که اوضاع از این بدتر نمیشود، شرایط بدتر میشود. چون کاهیلها بیشتر از یک راز مگو برای ایمی و دن دارند... یک حقیقت وحشتناک دربارهی شاخهی خانوادگیشان.