چرابسیاری از افراد بزرگسال احساس خوشبختی نمیکنند؟
تمام کسانی را که مشکلاتی دارند در نظر بگیرید. مثلا کسانی که اعتمادبهنفس ندارند، کسانی که نمیتوانند تصمیم بگیرند، کسانی که نمیتوانند آرامش یابند و یا کسانی که نمیتوانند با کسی دوست شوند. کسانی را در خاطر آورید که پرخاشگر هستند، همه را کوچک میشمارند و نیازهای اطرافیانشان را نادیده میگیرند. کسانی را که فقط میتوانند تا رسیدن داروی مسکن بعدی طاقت بیاورند هم اضافه کنید.
در یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا، احساس غمگینی، مسری است. از هر پنج فرد بزرگسال، یک نفر، در دورهای از زندگیاش، نیازمند روانپزشک میشود. از هر دو ازدواج، یکی به طلاق ختم میگردد. از هر چهار بزرگسال، یک نفر داروی اعصاب مصرف میکند. زندگی فوقالعادهای است!
این مسئله، اصلا ربطی به بیکاری و وضعیت وخیم اقتصادی نداشته و در تمام طبقات مرفه، فقیر و متوسط برقرار است. درواقع، مشکلی است که هیچ پول هنگفتی نمیتواند آن را حل کند.
از طرفی دیگر، اغلب از اینکه برخی از انسانها همواره خوشرو و خوشبین هستند، تعجب میکنیم. دلیل اینکه برخی اگرچه ظاهراً گرفتارند اما روحیه جوان و شادی دارند چیست؟
واقعیت این است که ناشادی در وجود بسیاری از انسانها برنامهریزی شده است. آنها در زمان کودکی توسط بزرگترهای بیعقل، آموزش دیدهاند که ناشاد باشند و حال دارند آن نمایشنامه را مو به مو اجرا میکنند. حین خواندن این کتاب، متوجه خواهید شد که شما ناخواسته دارید کودکان خود را به سمت متنفر شدن از خودشان سوق داده و باعث میشوید که آنها با مسائلی روبرو شوند که تا آخر زندگی همراهشان خواهند بود.
اما الزاماً نباید این اتفاق بیفتد. شما میتوانید کودکانتان را طوری تربیت کنید که خوشبین، با محبت، توانا و شاد باشند و عمری طولانی داشته و زندگی موفقی را تجربه نمایند. پس شروع میکنیم.
-مقدمه کتاب-