چگونه نگاه جدیدی به مغز انسان داشته باشید؟
ذهن و بدن یکی از قدیمیترین دوگانههای رایج در تفکر غربی است. در حال حاضر نام فیلسوف فرانسوی قرن هفدهم میلادی، رنه دکارت تداعیگر این دوگانه شده است. دکارت میگفت ذهن و بدن دو جوهر مستقل و متمایز از هم هستند؛ بنابراین جدایی ذهن و بدن به «دوگانهگرایی دکارتی» معروف است.
البته بیانصافی است که این دوگانه را فقط به دکارت نسبت دهیم. در واقع این دوگانه به دوران یونان باستان برمیگردد. در آن زمان فیلسوفی به نام افلاطون بر قدرت ذهن انسان تأکید داشت و معتقد بود یافتههایی که ریشه در خِرد انسان دارد، به حقیقت نزدیکتر است. در مقابل، شاگردش ارسطو برای تجربهی زیستهی انسان ارزش بیشتری قائل بود و باور داشت که برای رسیدن به حقیقت باید از حواس خود استفاده کنیم.
بنابراین از نظر تاریخی، دوگانه ذهن و بدن پیوند بسیار نزدیکی با دوگانهای دیگر به نام خرد و احساس داشته است. در اینجا منظور از احساس، همان حالات شادی، غم، خشم، یا ترس است که در اصطلاح روانشناسی عواطف یا هیجانات نامیده میشود. میگویند خِرد قلمروی ذهن است که در سطح بالاترین و منطقیترین قسمت مغز عمل میکند. در مقابل، هیجانات به قلمروی سطح پایین مغز مربوط بوده و با شور و اشتیاقهای غیرمنطقی و آشفتهی بدن در ارتباط است. در واقع ذهن فقط محصول مغز انسان است، اما این دوگانهگراییها به صورتهای مختلفی تا امروز ادامه داشته است. برخی از دانشمندان مغز را از سایر اندامهای بدن جدا کرده و همچنان از جدایی خرد و احساس صحبت میکنند.
از گذشته تا به امروز به ما آموزش دادهاند که تصمیمهای درست از یک مغز آرام بیرون میآید و احساسات و خرد هیچگونه سازگاری با هم ندارند. ما با این باور خو گرفتهایم که سازوکارهای خِرد در قسمت مجزایی از ذهن وجود دارد؛ جایی که احساسات نباید به آن راه پیدا کند، انگار که سیستمهای نورونی مجزایی برای خرد و احساسات در مغز وجود دارد. این دیدگاه، باور سنتی در مورد رابطهی بین خرد و احساس از نظر ذهنی و عصبشناختی است.
موضوع خلاصه کتاب صوتی «خطای دکارت»، چگونگی رابطهی بین مغز و بدن و همچنین رابطهی بین خرد و احساس است. همانطور که خواهیم دید، هیچ یک از این دوگانهها در برابر موشکافیهای علمی دوام نمیآورند. مغز، بدن، خرد و احساس به شکلی ناگسستنی در یک شبکه انسانی به هم پیوند خوردهاند. آنتونیو داماسیو نویسندهی کتاب «خطای دکارت»، این نگاه سنتی در مورد ماهیت خِرد انسان را به چالش کشیده و فرضیه خاص خودش را مطرح میکند.