در مقابل من و روی دیواری به ارتفاع ده متر یک نمایشگر صفحه تخت هفتاد اینچ قرار داشت که اطلاعات حیاتی مربوط به عملیاتهای ویژه ما در سراسر جهان را نشان میداد. در وسط دیوار دوربینها و میکروفونهای زیادی قرار داشت که قابلیت برقراری ویدئو کنفرانس با فرماندهانم را فراهم میکرد.
در کنار من یکی از سربازان ارشدم نشسته بود. همانطور که برای سلام و احوالپرسی به سمت او برگشتم، فهمیدم مشکلی پیش آمده است. او ساکت بود و سلام و احوالپرسی من را با تکان دادن ساده سر پاسخ داد.
در جلوی مرکز فرماندهی، یک افسر جوان شروع به شرح نتایج مأموریتهای شب گذشته کرد. او بهسرعت از چند عملیات تکاوران و تیمهای «دریایی، هوایی و زمینی» نیروی دریایی ایالات متحده در افغانستان گزارش داد و در مورد برخی از برنامههای آموزشی در آفریقا صحبت کرد و سپس به گزارش تلفات رسید. من بیسروصدا دعایی خواندم که افسر شروع به صحبت کرد.