یکی از لذتهای پدر و مادر بودن این است که ببینید فرزندتان به فردی مستقل و منحصربهفرد تبدیل میشود که شخصیت و سبک خاص خودش را دارد. فرزندتان دیگر به شما وابسته نخواهد بود و دنیا را با دو پای خودش زیر پا خواهد گذاشت. اما بچههایی که به لحاظ اجتماعی مضطرب هستند چطور؟ بچههایی که اعتماد اجتماعی ندارند تا از حقوق خودشان دفاع کنند یا کسانی که برای برقراری ارتباط با دیگران مشکل دارند چطور؟ مشاهدهی امتناع ورزیدن فرزندتان از شرکت در جشن تولد یا سایر فعالیتهایی که بچههای دیگر ظاهراً بدون تردید به آنها میپردازند، دشوار است.
هر کودک یا بهتر بگوییم هر انسانی هر از گاهی خجالت را تجربه میکند اما بعضی از بچهها بیشتر خجالتی و کم حرف هستند. آنها تهدید خجالتزده و طرد شدن را نسبت به دیگران خیلی دست بالا میگیرند. و در نتیجه اضطراب واقعی را تجربه میکنند. مغز و بدن آنها زمانی که در موقعیتهای اجتماعی خاصی قرار میگیرند علائم خطر میفرستد.
در حالی که دستهبندی چنین بچههایی زیر عنوان «خجالتی» آسان است. مهم است توجه داشته باشیم خجالتی بودن و اضطراب اجتماعی با هم فرق دارند. بسیاری از بچههای خجالتی اضطراب اجتماعی هم تجربه میکنند، اما بسیاری هم نه. و تمام بچههایی که اضطراب اجتماعی دارند، الزاماً خجالتی نیستند. بچههایی که با احتیاط وارد موقعیتهای اجتماعی ناآشنا میشوند یا آنهایی که وقتی فکر میکنند دیگران در حال ارزیابیشان هستند، خجالت میکشند؛ خجالتی محسوب میشوند. کمرویی کم تا متوسط، ویژگی بسیاری از بچهها است. این بچهها ممکن است برای وفق دادن خودشان با موقعیت خاص به کمی زمان نیاز داشته باشند اما بعد از اینکه یخشان آب شد، وارد ماجرا میشوند. از سوی دیگر، بچههایی که اضطراب اجتماعی دارند در موقعیتهای ارزشیابی اجتماعی به طرز قابل توجهی میترسند و خجالت میکشند؛ آن قدر زیاد که اضطراب بالایی تجربه میکنند یا روی هم رفته از چنین فضاهایی اجتناب میورزند.
منشاء اضطراب اجتماعی چیست؟ هیچ پاسخ قطعی وجود ندارد. در بیشتر موارد، احتمالاً ترکیبی از عوامل مختلف وجود دارد، شامل آسیبپذیری زیستشناختی نسبت به مضطرب شدن. سایر عوامل از جمله رفتار الگوهای بچه، تفاوتهای فرهنگی و طیفی از تجربیات کودکی نیز در این موضوع دخالت دارند. با این حال، به هر دلیلی که باشد، بچهها میتوانند تمرینات و مهارتهایی کسب کنند که کمکشان میکند اعتماد اجتماعی خود را پرورش بدهند.