همۀ ما از کودکی به داستان شنیدن علاقمند بودیم و به آن واکنش نشان میدادیم. اما داستان شنیدن و داستان گویی فراترازیک سرگرمی است. داستانها مستقیماً با ذهن و احساس مخاطب ارتباط برقرار میکنند و بر او تاثیر میگذارند. چرا که شنوندۀ داستان با راوی همذات پنداری میکند و خود را در آن موقعیت میبیند. همین عامل باعث میشود تا آن داستان برای همیشه در ذهن شنونده بماند و ماندگار شود.
ما انسانها موجوداتی اجتماعی هستیم که همیشه به ارتباط برقرار کردن تمایل نشان میدهیم. داستانها همچنین شکل بسیار ساختاریافتهای از ارتباط هستند که میتواند به درک مخاطبان کمک کنند.
همواره شنیدهاید که داستان، جدیدترین و بهترین ابزار کسب و کار است که قدرت انجام هر کاری را دارد. از کمک به رهبران برای ارتباطی بهتر با کارکنان گرفته تا ایجاد انگیزه در تیمهای فروش و جذب مشتریان و دور کردن آنها از رقبا. امروزه کسب و کارها در دنیایی هستند که رقبا میتوانند به راحتی و با زحمت اندک، مثل محصولات آنها را به بازار ارائه دهند. اما چطور میتوان در میان تعدد محصولات، توجه مشتریان را جلب کرد، در آنها تحول ایجاد کرد و در ذهنشان ماندگارشد.
جنس رقابت در دنیای جدید دیگر صرفاً از جنس ارائه کیفت بهتر نیست. برندهها کسانی هستند که با ارائه داستانهای درست، زاویه دید جدیدی ارائه میدهند که منجر به لذت بردن مخاطب میشود. مطالب موجود در باب تاثیر داستان بر برندینگ و مدیریت کسب و کارعمدتاً به داستانگویی در بازاریابی پرداخته است. اما کتاب قصههای پولساز به همۀ ارکان سازنده یک کسب و کار موفق اشاره میکند و راهکارهایی را در جهت روایت ۴ نوع داستان ضروری هر کسب و کاری ارائه میکند:
داستان ارزش
داستان بنیانگذار
داستان هدف
داستان مشتری
با ارائهی داستانهای کسب و کار خود، پیروز میدان رقابت باشید.