رشد روزافزون شرکت ها و جدایی ناگزیر مالکیت از مدیریت، مشکلات نمایندگی را به دن بال داشته است. در چنین شرایطی، راهکارها و ابزارهایی که بتوان از طریق آنها تضاد منافع به وجود آمده میان مالکان و مدیران را به نوعی تعدیل و مشکلات نمایندگی را به حداقل ممکن رساند، از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است. از میان این ابزارها، راهبری شرکتی و مکانیزم های آن، نمود گسترده ای در جامعه پیدا کرده و مورد توجه اقشار مختلفی از خبرگان و تصمیم گیرندگان مالی و اقتصادی قرار گرفته است.